زانویتان در راه رفتن معمولی مشکلی ندارد، اما کافی است از پله پایین بیایید، اسکات بزنید یا روی یک پا بنشینید تا درد شروع شود.
طبیعی است که فکر کنید مشکل باید در خود زانو باشد.
حرکت استخوان ران تحت تأثیر لگن و عضلات اطراف آن است. اگر نحوه کنترل ران تغییر کند، مسیر حرکت زانو هم میتواند تغییر کند.
پس آیا ضعف عضلات لگن علت زانودرد است؟
در این مقاله بررسی میکنیم لگن چه ارتباطی با زانو دارد، والگوس داینامیک زانو چیست، چرا فقط تقویت عضلات باسن همیشه پاسخ نیست و چه زمانی بررسی زنجیره حرکتی میتواند برای فردی که هنگام اسکات یا پله زانودرد دارد مفید باشد.
لگن میتواند بر نحوه حرکت زانو اثر بگذارد، اما ضعف عضلات لگن را نمیتوان بهطور کلی علت زانودرد دانست. عضلات لگن در کنترل حرکت ران هنگام اسکات، پایین رفتن از پله، دویدن و فعالیتهای تکپا مشارکت دارند. بااینحال والگوس داینامیک زانو فقط محصول ضعف لگن نیست و عواملی مانند کنترل حرکتی، ویژگی خود فعالیت، مچ پا، ظرفیت عضلات و میزان بار نیز میتوانند مؤثر باشند. بنابراین در فردی که زانودرد او هنگام یک حرکت مشخص ایجاد میشود، بررسی خود زانو در کنار لگن و سایر بخشهای مرتبط زنجیره حرکتی میتواند مفید باشد.
ضعف عضلات لگن ممکن است در برخی افراد مبتلا به زانودرد وجود داشته باشد و عملکرد لگن میتواند بر حرکت ران و زانو اثر بگذارد؛ البته شواهد نشان نمیدهند که ضعف لگن بهتنهایی علت زانودرد یا والگوس داینامیک زانو باشد. اهمیت آن باید در کنار خود زانو، نوع حرکت، مچ پا، کنترل حرکتی و میزان بار بررسی شود.
ممکن است هنگام راه رفتن هیچ مشکلی نداشته باشید، اما کافی است از چند پله پایین بیایید، اسکات بزنید یا بعد از مدتی نشستن از روی صندلی بلند شوید تا جلوی زانویتان درد بگیرد.
این یکی از الگوهای شایع زانودرد است و سؤال طبیعی بسیاری از افراد این است:
چرا زانوی من در راه رفتن درد ندارد، اما در پله و اسکات درد میگیرد؟
یک دلیل ساده این است که این حرکات از زانو بیشتر کار میکشند. هرچه زانو بیشتر خم شود، عضله چهارسر باید نیروی بیشتری برای کنترل وزن بدن تولید کند و بار واردشده به مفصل کشکک نیز تغییر میکند.
اما این فقط بخشی از ماجراست.
اگر زانوی شما هنگام اسکات یا پله درد میگیرد، از روی همین علامت نمیتوان گفت مشکل دقیقاً چیست. در یک نفر ممکن است ظرفیت عضلات زانو کافی نباشد، در دیگری افزایش ناگهانی ورزش عامل مهمتری باشد و در فرد دیگری نحوه حرکت لگن یا مچ پا ارزش بررسی داشته باشد.
به همین دلیل سؤال ما در فیزیوتراپی فقط این نیست که:
«کجای زانو درد میکند؟»
بلکه این است:
«چه حرکتی درد را ایجاد میکند و هنگام انجام همان حرکت چه اتفاقی میافتد؟»
هنگام راه رفتن معمولی، زانو مجبور نیست در تمام مراحل حرکت با خمشدگی زیاد وزن بدن را کنترل کند. اما هنگام پایین آمدن از پله یا اسکات، شرایط متفاوت است.
عضله چهارسر باید هم وزن بدن را کنترل کند و هم اجازه دهد زانو بهصورت کنترلشده خم شود. در همین وضعیت، بار مفصل کشککیرانی نیز میتواند بیشتر شود.
اینجا یک نکته مهم وجود دارد:
فشار بیشتر الزاماً به معنی آسیب بیشتر نیست.
زانو برای تحمل نیرو ساخته شده است. مسئله بیشتر زمانی مطرح میشود که کاری که از زانو میخواهیم از ظرفیت فعلی آن بیشتر باشد.
مثلاً فردی را تصور کنید که چند ماه ورزش نکرده و ناگهان تمرین سنگین اسکات را شروع میکند. زانوی او همان کاری را انجام میدهد که برای آن ساخته شده، اما ممکن است هنوز برای این حجم از تمرین آماده نباشد.
بنابراین گاهی مسئله نه «حرکت اشتباه»، بلکه این رابطه است:
میزان فعالیت > ظرفیت فعلی زانو
این تفاوت در انتخاب درمان بسیار مهم است.
یکی از مشکلاتی که میتواند هنگام پله، اسکات، دویدن یا نشستن طولانی خودش را نشان دهد، درد کشککیرانی (Patellofemoral Pain) است.
درد معمولاً در اطراف یا پشت کشکک احساس میشود و با فعالیتهایی که زانو را بیشتر تحت بار قرار میدهند تشدید میشود.
اما اینجا بهتر است از یک تصور قدیمی فاصله بگیریم:
درد کشککیرانی الزاماً به این معنی نیست که کشکک شما «بد حرکت میکند» یا یک عضله خاص ضعیف شده است.
این مشکل میتواند چندعاملی باشد.
دو نفر ممکن است دقیقاً در یک نقطه از زانو درد داشته باشند، اما وقتی معاینه میشوند داستان متفاوتی داشته باشند.
یکی اخیراً حجم دویدن خود را دو برابر کرده است.
دیگری قدرت چهارسر پای دردناک کمتری دارد.
و نفر سوم فقط هنگام پایین آمدن از پله یا اسکات تکپا مشکل پیدا میکند و مشاهده همان حرکت سرنخ بیشتری به ما میدهد.
یکی از نکاتی که در کار بالینی اهمیت زیادی دارد این است که نام تشخیص بهتنهایی برنامه درمان را تعیین نمیکند.
دو بیمار با عنوان «درد کشککیرانی» ممکن است به دو برنامه کاملاً یکسان نیاز نداشته باشند. چیزی که برای ما اهمیت دارد این است که ببینیم درد در چه شرایطی ایجاد میشود و کدام عامل قابل تغییر، واقعاً با مشکل همان فرد ارتباط دارد.
قبل از هر چیز باید یک سوءتفاهم را برطرف کنیم:
اگر زانو درد دارد، خود زانو باید معاینه شود.
اینکه درباره زنجیره حرکتی صحبت میکنیم به این معنی نیست که درد زانو را به گردن لگن، مچ یا عضلات باسن بیندازیم.
اما فرض کنید میگویید:
«زانوی من فقط موقع پایین آمدن از پله درد میگیرد.»
در این حالت فقط لمس زانو یا تست قدرت یک عضله ممکن است تمام اطلاعات موردنیاز را در اختیار ما قرار ندهد. دیدن همان حرکتی که درد را ایجاد میکند هم میتواند مفید باشد.
هنگام پایین آمدن از پله، زانو بهتنهایی کار نمیکند. پا و مچ، زانو، لگن و تنه همگی در کنترل حرکت نقش دارند.
به همین دلیل در بعضی بیماران لازم است علاوه بر خود زانو، ببینیم:
این همان مفهوم زنجیره حرکتی است که در مقاله «چرا محل درد همیشه محل اصلی مشکل نیست؟ زنجیره حرکتی بدن چگونه کار میکند؟» با جزئیات بیشتری توضیح دادهایم.
| عامل قابل بررسی | چه ارتباطی با زانودرد دارد؟ | آیا همیشه مشکل است؟ |
|---|---|---|
| افزایش بار تمرین | ممکن است تقاضا از ظرفیت فعلی زانو بیشتر شود | خیر |
| قدرت و ظرفیت عضله چهارسر | در کنترل زانو هنگام اسکات و پله نقش مهمی دارد | ضعف باید واقعاً ارزیابی شود |
| قدرت و کنترل لگن | میتواند بر حرکت ران و زانو اثر بگذارد | ضعف لگن علت قطعی زانودرد نیست |
| محدودیت مچ پا | ممکن است نحوه اسکات یا Step-down را تغییر دهد | فقط در بعضی افراد اهمیت دارد |
| والگوس طبیعی زانو | توصیفی از نحوه حرکت اندام تحتانی است | بهتنهایی نشانه آسیب نیست |
| کنترل حرکتی | میتواند بر نحوه اجرای حرکت اثر بگذارد | فقط وقتی با مشکل فرد مرتبط باشد |
نکته: در زانودرد وابسته به حرکت معمولاً دنبال یک «مقصر» نیستیم؛ هدف پیدا کردن عواملی است که هم با مشکل فرد ارتباط دارند و هم قابل اصلاحاند.
اگر هنگام اسکات زانویتان به داخل حرکت کند، ممکن است تصور کنید تمام این حرکت از خود زانو اتفاق افتاده است.
اما زانو بین لگن و مچ قرار گرفته و حرکت استخوان ران میتواند موقعیت زانو را تغییر دهد.
به زبان ساده:
لگن روی ران اثر میگذارد و حرکت ران میتواند روی موقعیت زانو اثر بگذارد.
به همین دلیل عضلات اطراف لگن هنگام اسکات، دویدن، پایین آمدن از پله، فرود و ایستادن روی یک پا اهمیت دارند.
اما از این جمله نباید یک نتیجه اشتباه بگیریم:
هر زانودردی از ضعف لگن نیست.
این یکی از مهمترین پیامهای این مقاله است.
وقتی روی یک پا میایستید، بدن باید وزن شما را روی همان اندام کنترل کند. عضلات اطراف لگن در کنترل لگن و استخوان ران مشارکت میکنند.
یکی از این عضلات Gluteus Medius یا سرینی میانی است. عضلات چرخاننده خارجی لگن نیز در کنترل چرخش ران نقش دارند.
بنابراین از نظر بیومکانیکی منطقی است که عملکرد این عضلات بتواند روی حرکت اندام تحتانی اثر بگذارد.
اما بدن یک معادله یکخطی نیست.
سالها این مدل بسیار ساده رایج بوده است:
ضعف عضلات لگن ← چرخش ران ← داخل رفتن زانو ← زانودرد
مشکل اینجاست که شواهد علمی چنین رابطه ساده و ثابتی را در همه افراد تأیید نمیکنند.
پس اگر هنگام اسکات زانوی فردی به داخل حرکت میکند، نمیتوان فقط با نگاهکردن به او گفت:
«عضله سرینی میانیات ضعیف است.»
قدرت عضلات باید واقعاً آزمایش شود و نتیجه آن در کنار حرکت، درد، دامنه مفاصل و نوع فعالیت فرد قرار بگیرد.
یکی از اشتباهات رایج در فضای مجازی این است که یک حرکت را ببینیم و فوراً یک عضله را مقصر اعلام کنیم.
داخل رفتن زانو = ضعف باسن
چنین نتیجهگیریای بیش از حد ساده است.
در تجربه بالینی، دیدن حرکت برای ما شروع یک سؤال است، نه پایان تشخیص.
اگر هنگام اسکات، پایین آمدن از پله یا فرود از پرش، زانو به سمت داخل حرکت کند، اصطلاحاً ممکن است از والگوس دینامیک زانو صحبت کنیم.
اما آنچه چشم ما بهعنوان «داخل رفتن زانو» میبیند فقط از خود زانو ساخته نشده است.
حرکت ران، چرخش ساق، وضعیت پا و مچ و حتی موقعیت تنه میتوانند در تصویری که میبینیم نقش داشته باشند.
به همین دلیل دو نفر ممکن است هر دو زانویشان هنگام اسکات به داخل حرکت کند، اما علت و اهمیت آن در آنها یکسان نباشد.
نه لزوماً.
بدن انسان سهبعدی حرکت میکند و زانو قرار نیست در تمام حرکات دقیقاً روی یک خط فرضی ثابت بماند.
بنابراین صرف اینکه در یک ویدئو یا عکس ببینیم زانو کمی به داخل حرکت کرده، برای این نتیجه کافی نیست که:
«حرکت اشتباه است.»
یا:
«این فرد آسیب خواهد دید.»
اهمیت این حرکت زمانی بیشتر میشود که در کنار چیزهای دیگری دیده شود؛ مثلاً درد، کاهش عملکرد، سابقه آسیب یا مشکل واضح در یک فعالیت مشخص.
والگوس داینامیک زانو یک تشخیص نیست.
این یک توصیف از نحوه حرکت است و باید در کنار سایر یافتههای فرد تفسیر شود.
این همان جایی است که پاسخ علمی با بسیاری از پستهای شبکههای اجتماعی تفاوت دارد.
ضعف عضلات لگن میتواند در بعضی افراد اهمیت داشته باشد، اما شواهد از این ادعا که ضعف لگن بهتنهایی علت والگوس دینامیک زانو است حمایت نمیکنند.
ممکن است در یک نفر قدرت لگن واقعاً پایین باشد.
در نفر دیگر محدودیت مچ پا مهمتر باشد.
در فرد دیگری ظرفیت عضله چهارسر یا نحوه کنترل حرکت مطرح باشد.
و گاهی هم آنچه میبینیم صرفاً یکی از راههای طبیعی بدن برای انجام حرکت است و ارتباط مهمی با درد ندارد.
بنابراین قبل از اینکه برای «اصلاح والگوس» تمرین تجویز کنیم، بهتر است اول بفهمیم:
آیا این یافته اصلاً با مشکل این فرد ارتباط دارد؟

| چیزی که میبینیم | نتیجهای که نباید سریع بگیریم | چه چیزی بهتر است بررسی شود؟ |
|---|---|---|
| زانو هنگام اسکات به داخل میرود | «حتماً عضلات باسن ضعیفاند» | قدرت واقعی لگن + نوع حرکت |
| والگوس داینامیک زانو وجود دارد | «حتماً باعث زانودرد میشود» | ارتباط آن با درد و عملکرد |
| سرینی میانی ضعیف است | «علت زانودرد پیدا شد» | زانو، لگن، مچ، Load و فعالیت |
| دورسی فلکشن مچ پا محدود است | «زانودرد از مچ است» | آیا تغییر مچ، حرکت یا علامت را تغییر میدهد؟ |
| دو سمت متفاوت حرکت میکنند | «عدم تقارن باید اصلاح شود» | آیا تفاوت با درد یا عملکرد ارتباط دارد؟ |
برای فردی که هنگام اسکات یا پله زانودرد دارد، معمولاً دنبال یک «مقصر» نمیگردیم.
یک نگاه کاربردیتر این است که چند سؤال را کنار هم بگذاریم:
مفاصل به اندازه کافی حرکت میکنند؟
عضلات ظرفیت کافی دارند؟
حرکت چگونه کنترل میشود؟
و اخیراً چه مقدار بار به زانو وارد شده است؟
بله، در بعضی افراد میتواند یکی از عوامل مرتبط باشد.
هنگام اسکات یا پایین آمدن از پله، مچ پا باید اجازه دهد ساق به اندازه لازم به جلو حرکت کند. اگر این دامنه محدود باشد، بدن ممکن است برای انجام حرکت از راه دیگری جبران کند.
اما اینجا هم نباید نتیجهگیری را بیش از حد ساده کنیم:
مچ خشک = زانودرد
چنین رابطهای برای همه وجود ندارد.
در معاینه سؤال مفیدتری مطرح میکنیم:
اگر حرکت مچ را تغییر دهیم، آیا اسکات یا حرکت دردناک بیمار هم بهتر میشود؟
اگر پاسخ مثبت باشد، تازه یک سرنخ پیدا کردهایم که میتواند ارزش درمانی داشته باشد.
در مقاله جداگانه «محدودیت مچ پا چگونه میتواند روی زانو و اسکات اثر بگذارد؟» این موضوع را کاملتر بررسی خواهیم کرد.
وقتی صحبت از لگن و بیومکانیک میشود، گاهی آنقدر به بالا و پایین زانو نگاه میکنیم که خود زانو را فراموش میکنیم.
عضله چهارسر یکی از مهمترین عضلات برای کنترل زانو هنگام اسکات و پله است.
اگر ظرفیت چهارسر و سایر بافتهای اطراف زانو برای فعالیت فرد کافی نباشد، درد ممکن است ایجاد شود حتی اگر ظاهر اسکات او کاملاً مناسب باشد.
این جمله را میتوان بهعنوان یک اصل ساده در نظر گرفت:
هر زانوی دردناکی الزاماً «بد حرکت نمیکند»؛ گاهی هنوز برای کاری که از آن میخواهیم به اندازه کافی آماده نیست.
این تفاوت روی درمان اثر مستقیم دارد.
گاهی به جای اینکه دائماً فرم حرکت را اصلاح کنیم، باید بهتدریج ظرفیت زانو را بیشتر کنیم.
فرض کنید در تست قدرت، عضلات لگن فرد قوی هستند.
آیا این یعنی هنگام دویدن، فرود یا پایین آمدن از پله هم حتماً حرکت مناسبی خواهد داشت؟
نه.
قدرت عضله نشان میدهد فرد چقدر نیرو میتواند تولید کند، اما حرکات واقعی به هماهنگی چندین عضله و مفصل نیاز دارند.
به همین دلیل ممکن است فردی روی تخت قدرت خوبی داشته باشد اما هنگام اسکات تکپا کنترل متفاوتی نشان دهد.
برعکس آن هم ممکن است: فرد حرکتی داشته باشد که از نظر ظاهری با یک مدل «ایدهآل» فرق میکند، اما هیچ درد یا محدودیتی ندارد.
بنابراین هر تفاوت حرکتی نیاز به اصلاح ندارد.
این یکی از سؤالهایی است که ارزش آن گاهی از اندازهگیری چند زاویه بیشتر است:
«قبل از شروع درد چه چیزی در فعالیت شما تغییر کرد؟»
آیا تازه بدنسازی را شروع کردهاید؟
وزنه اسکات را زیاد کردهاید؟
مسافت دویدن بیشتر شده؟
کوهنوردی یا پله بیشتری داشتهاید؟
بعد از چند هفته استراحت یکباره به تمرین برگشتهاید؟
اگر پاسخ مثبت باشد، ممکن است بخش مهمی از مسئله این باشد که افزایش فعالیت سریعتر از افزایش آمادگی بدن اتفاق افتاده است.
در چنین شرایطی فقط تقویت باسن یا اصلاح زاویه زانو کافی نیست. باید هم بار تمرین مدیریت شود و هم ظرفیت زانو و اندام تحتانی بهتدریج افزایش پیدا کند.

بله، در بعضی افراد.
بهخصوص در درد کشککیرانی، تمرینات لگن میتوانند در کنار تمرینات زانو بخشی از درمان مؤثر باشند.
اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد:
اگر با تقویت لگن درد بهتر شد، الزاماً ثابت نمیشود که ضعف لگن علت اولیه درد بوده است.
تمرین از راههای مختلفی میتواند کمک کند. عضلات قویتر میشوند، ظرفیت اندام برای تحمل فعالیت افزایش پیدا میکند و فرد میتواند بهتدریج به فعالیتی که قبلاً برایش دردناک بوده برگردد.
تمرینی که در هفته اول مناسب است الزاماً نباید تمرین هفته ششم هم باشد.
هدف توانبخشی فقط قویشدن یک عضله نیست؛ هدف این است که کاری که قبلاً دردناک بود، دوباره قابل انجام شود.
اگر مشکل شما پله است، در مرحلهای از درمان باید پله یا حرکتی مشابه آن دوباره بررسی شود.
اگر مشکل دویدن است، باید به دویدن برگردیم.
و اگر مشکل در یک حرکت ورزشی مشخص است، برنامه درمان در نهایت باید به نیازهای همان ورزش نزدیک شود.
فرض کنید وارد کلینیک فیزیوتراپی میشوید و میگویید:
«زانوی من در حالت عادی خوب است؛ فقط موقع پایین آمدن از پله درد میگیرد.»
برای ما این جمله اطلاعات مهمی دارد.
معاینه نباید فقط با یک تست قدرت یا نگاهکردن به عکس MRI تمام شود. باید بفهمیم چه چیزی درد را ایجاد میکند.
محل درد، دامنه حرکت، قدرت عضله چهارسر، تحمل زانو در برابر بار و سایر یافتههای بالینی مرتبط بررسی میشوند.
اگر علائم احتمال مشکل دیگری را مطرح کنند، طبیعتاً مسیر ارزیابی هم تغییر میکند.
این مرحله مهم است چون قرار نیست به بهانه «زنجیره حرکتی» هر زانودردی را به لگن یا مچ نسبت دهیم.
اگر الگوی درد نشان دهد که حرکت اندام تحتانی میتواند اهمیت داشته باشد، دامنه مچ و لگن، قدرت عضلات و ظرفیت آنها هم بررسی میشود.
اما دنبال پیدا کردن ایراد به هر قیمت نیستیم.
سؤال این است:
آیا یافتهای که پیدا کردهایم واقعاً با درد و فعالیت این فرد ارتباط دارد؟
این قسمت در ارزیابیهای عملکردی اهمیت زیادی دارد.
اگر هنگام اسکات درد دارید، اسکات را میبینیم.
اگر دونده هستید و درد فقط هنگام دویدن ظاهر میشود، در صورت نیاز نحوه دویدن اهمیت پیدا میکند.
و اگر ورزشکار هستید و یک حرکت مشخص درد را ایجاد میکند، بررسی همان حرکت ممکن است اطلاعاتی بدهد که روی تخت معاینه دیده نمیشود.
| بخش ارزیابی | سؤال اصلی |
|---|---|
| خود زانو | آیا یافتهای در خود زانو میتواند علائم را توضیح دهد؟ |
| قدرت چهارسر | آیا زانو ظرفیت کافی برای فعالیت موردنظر دارد؟ |
| لگن | آیا قدرت، ظرفیت یا کنترل ران ارزش بررسی دارد؟ |
| مچ پا | آیا دامنه حرکت برای Task موردنظر کافی است؟ |
| حرکت دردناک | هنگام اسکات، Step-down یا دویدن واقعاً چه اتفاقی میافتد؟ |
| اصلاح حرکت | اگر بخشی از حرکت تغییر کند، درد یا عملکرد تغییر میکند؟ |
| لود | آیا قبل از شروع درد، حجم یا شدت فعالیت افزایش یافته است؟ |
یکی از چیزهایی که در سالهای کار بالینی برای من اهمیت بیشتری پیدا کرده این است که بیمار را فقط در حالت خوابیده روی تخت ارزیابی نکنم، وقتی مشکل او در یک حرکت مشخص اتفاق میافتد.
گاهی تستهای معمول چیز قابلتوجهی نشان نمیدهند، اما وقتی بیمار همان حرکتی را که از آن شکایت دارد انجام میدهد، مسئله روشنتر میشود.
این نگاه، یکی از اصولی است که در ارزیابی مشکلات وابسته به حرکت در فیزیوتراپی آرامش سعادت آباد از آن استفاده میکنیم.
فرض کنید هنگام پایین آمدن از پله زانویتان درد میگیرد.
ممکن است فیزیوتراپیست بهطور موقت عمق حرکت، وضعیت تنه، نحوه قرارگیری پا یا یکی از اجزای حرکت را تغییر دهد و از شما بخواهد دوباره همان کار را انجام دهید.
سؤال ساده است:
آیا درد تغییر کرد؟
اگر یک تغییر کوچک باعث شود همان حرکت با درد کمتر یا کنترل بهتر انجام شود، این برای ما یک سرنخ است.
این دقیقاً جایی است که ارزیابی بیومکانیک از چند اصطلاح تئوریک به چیزی تبدیل میشود که برای بیمار کاربرد واقعی دارد.

هر زانودردی به تحلیل مفصل حرکت نیاز ندارد.
اما اگر یکی از این الگوها را دارید، ارزیابی عملکردی میتواند اطلاعات بیشتری در اختیار فیزیوتراپیست قرار دهد:
بهخصوص جملهای که زیاد از بیماران میشنویم اهمیت دارد:
«در حالت عادی مشکلی ندارم؛ فقط وقتی این حرکت را انجام میدهم درد شروع میشود.»
در چنین شرایطی منطقی است که همان حرکت هم بخشی از معاینه باشد.
البته اگر درد بعد از ضربه شدید شروع شده، زانو بهطور قابلتوجهی متورم شده، قفل میکند یا تحمل وزن مشکل شده است، موضوع متفاوت است و ابتدا باید احتمال آسیبهای مهمتر بررسی شود.
در فیزیوتراپی آرامش در سعادتآباد رویکرد ما در چنین بیمارانی این نیست که از قبل فرض کنیم «زانودرد از لگن است» یا هر تفاوتی در حرکت را یک اختلال بیومکانیکی بدانیم.
ارزیابی از خود زانو و شکایت واقعی بیمار شروع میشود.
بعد، اگر علائم به یک فعالیت مشخص وابسته باشند، بسته به شرایط فرد میتوان قدرت عضلات زانو و لگن، دامنه مچ، ظرفیت تحمل بار و نحوه انجام همان حرکت را بررسی کرد.
مثلاً اگر مشکل شما پایین آمدن از پله باشد، مشاهده Step-down میتواند بخشی از ارزیابی باشد. اگر هنگام دویدن درد دارید، بررسی دویدن ممکن است ارزش بیشتری داشته باشد. و اگر ورزشکار هستید، تا حد امکان باید به حرکتی برسیم که مشکل واقعی شما در آن اتفاق میافتد.
هدف پیدا کردن «ایراد» در بدن نیست.
هدف این است که به یک سؤال کاربردی پاسخ بدهیم:
آیا عامل قابل اصلاحی وجود دارد که با درد یا محدودیت واقعی این فرد ارتباط داشته باشد؟
اگر چنین عاملی پیدا شود، درمان میتواند بر اساس نیاز همان فرد شامل افزایش قدرت و ظرفیت زانو و لگن، بهبود دامنه حرکتی در صورت وجود محدودیت مرتبط، تمرین مجدد حرکت و مدیریت حجم فعالیت باشد.
اگر بیماری با زانودرد به من مراجعه کند، فقط به این دلیل که زانویش هنگام اسکات به داخل میرود برای او تمرین لگن تجویز نمیکنم.
برای من سؤال مهمتر این است:
آیا این حرکت با درد او ارتباط دارد و اگر یکی از اجزای آن را تغییر دهیم، درد یا عملکردش هم تغییر میکند؟
این تفاوت میان «دیدن یک ناهنجاری» و ارزیابی بالینی یک انسان واقعی است.
اگر زانوی شما هنگام پایین آمدن از پله، اسکات، دویدن یا یک حرکت ورزشی مشخص مرتب درد میگیرد، بررسی همان حرکت در کنار معاینه زانو میتواند کمک کند مشخص شود چه چیزی واقعاً ارزش درمان دارد.

ضعف Gluteus Medius ممکن است در بعضی افراد مبتلا به زانودرد وجود داشته باشد، اما بهتنهایی علت زانودرد محسوب نمیشود. اهمیت آن زمانی مشخص میشود که قدرت لگن در کنار خود زانو، نحوه حرکت، دامنه مچ و میزان فعالیت فرد بررسی شود.
هنگام پایین آمدن از پله، زانو در حالت خمشده باید وزن بدن را کنترل کند و عضله چهارسر فعالیت قابلتوجهی دارد. به همین دلیل این حرکت میتواند در افراد مبتلا به درد کشککیرانی علائم را بیشتر آشکار کند.
نه همیشه. مقداری حرکت زانو به داخل بهتنهایی نشانه آسیب یا ضعف نیست. اهمیت آن به مقدار حرکت، نوع فعالیت، وجود درد، سابقه آسیب و سایر یافتههای معاینه بستگی دارد.
در بعضی افراد، بله. بهخصوص در درد کشککیرانی، تمرینات لگن در کنار تمرینات زانو میتوانند مفید باشند. اما برنامه درمان باید بر اساس یافتههای همان فرد تنظیم شود و معمولاً فقط تقویت یک عضله کافی نیست.
اگر درد شما بهطور قابل پیشبینی فقط هنگام یک حرکت مشخص مثل اسکات، پایین آمدن از پله، دویدن یا فعالیت ورزشی ایجاد میشود، بررسی همان حرکت میتواند مفید باشد. فیزیوتراپیست میتواند ببیند آیا تغییر حرکت، قدرت، دامنه مفاصل یا مدیریت میزان فعالیت روی درد شما اثر میگذارد.
🔬 شواهد علمی چه میگویند؟
ارتباط لگن، والگوس داینامیک زانو و زانودرد واقعی است، اما از چیزی که معمولاً در شبکههای اجتماعی گفته میشود پیچیدهتر است. در افراد مبتلا به درد کشککی رانی تفاوتهایی در برخی متغیرهای مرتبط با والگوس داینامیک زانو و فعالیت عضله سرینی میانی گزارش شده است.
اما وجود ارتباط به معنی اثبات علت نیست. مرور سیستماتیک ۲۰۲۱ رابطه بین قدرت عضلات لگن و والگوس داینامیک زانو را متناقض گزارش کرد. مرور سیستماتیک و متاآنالیز جدیدتر در سال ۲۰۲۶ نیز نشان داد که اکثر مطالعات از این فرض ساده که «ضعف ابداکتورهای ران یا چرخاننده های خارجی باعث افزایش والگوس زانو میشود» حمایت نمیکنند.
بنابراین ارزیابی بالینی نباید فقط به دنبال یک عضله سرینی میانی ضعیف باشد؛ باید مشخص شود آیا قدرت، کنترل حرکت، موبیلیتی و ظرفیت فرد در همان فعالیتی که درد ایجاد میکند واقعاً اهمیت دارند.
لگن و زانو بخشی از یک زنجیره حرکتی هستند؛ حرکت ران میتواند موقعیت زانو را در فعالیتهای تحمل وزن تغییر دهد.