
آیا دیگر باید شانه را کاملاً فراموش کرده باشیم؟
نزدیک به یک سال از جراحی شکستگی توبروزیته بزرگ و ترمیم روتاتور کاف شانه چپ من میگذرد. درد قدام شانهای که ماهها یکی از مشکلات اصلی من بود، بیش از شش ماه است که برطرف شده، ریتم حرکتی شانه و کتف تقریباً طبیعی شده و بسیاری از فعالیتهای روزمره را بدون مشکل انجام میدهم.
اما یک نکته جالب باقی مانده است: اگر حدود دو هفته تمرینات افزایش دامنه را کنار بگذارم، چند درجه انتهایی حرکت، بهخصوص چرخش، دوباره محدود میشود. گاهی هم در بعضی وضعیتهای بالای سر، هنگام پایین آوردن دست صدای تقتق بدون درد احساس میکنم.
بنابراین سؤال مهم در یکسالگی دیگر فقط این نیست که «آیا تاندون ترمیم شده است؟»؛ سؤال مهمتر این است که چه میزان درد، محدودیت یا صدا بعد از یک سال قابل انتظار است، چه فعالیتهایی را میتوان دوباره انجام داد و چه زمانی هنوز ادامه فیزیوتراپی و تمرین ارزش دارد؟
در این مقاله تجربه واقعی خودم را بهعنوان یک فیزیوتراپیست با شواهد علمی مقایسه میکنم.
یک سال پس از ترمیم روتاتور کاف، بسیاری از بیماران بخش عمده درد و محدودیت عملکردی خود را پشت سر گذاشتهاند، اما رسیدن به ماه دوازدهم الزاماً به معنی بازیابی کامل دامنه، قدرت و تحمل بار نیست. شواهد نشان میدهند بازیابی دامنه حرکتی تا حدود ۱۲ ماه ادامه پیدا میکند و چرخش داخلی و خارجی شانه از حرکاتی هستند که ممکن است دیرتر بازیابی شوند؛ قدرت نیز بسته به اندازه پارگی میتواند حداقل تا یک سال به بهبود ادامه دهد.
در این مرحله، تصمیم برای ادامه تمرین، بازگشت به وزنه و فعالیتهای بالای سر بهتر است بر اساس درد، دامنه حرکت، قدرت، کنترل شانه و کتف و تحمل بار گرفته شود، نه صرفاً تعداد ماههای گذشته از جراحی. باقی ماندن چند درجه محدودیت یا صدای بدون درد بهتنهایی اثباتکننده شکست ترمیم نیست، اما درد پیشرونده، ضعف جدید، کاهش عملکرد یا گیر کردن دردناک نیازمند ارزیابی است.
نه لزوماً. بسیاری از بیماران تا یکسالگی بخش عمده درد، دامنه حرکت و عملکرد خود را به دست میآورند، اما ممکن است هنوز مقداری محدودیت انتهایی حرکت یا اختلاف قدرت وجود داشته باشد. مطالعات نشان میدهند دامنه حرکتی پس از ترمیم روتاتور کاف تا حوالی ۱۲ ماه بهبود پیدا میکند و بازیابی قدرت نیز میتواند حداقل یک سال زمان ببرد. بنابراین نیاز به ادامه تمرین یا فیزیوتراپی باید بر اساس وضعیت عملکردی فرد تعیین شود، نه فقط گذشت یک سال از جراحی.

اگر هنوز چند درجه محدودیت دارید، گاهی درد میگیرید یا نمیدانید برای بازگشت به بدنسازی، شنا، تنیس یا فعالیت سنگین چقدر آماده هستید، پاسخ همیشه «بیشتر صبر کنید» نیست.
در این مرحله باید مشخص شود دقیقاً چه چیزی مانع برگشت کامل شده است:
دامنه حرکت؟ قدرت روتاتور کاف؟ عضلات کتف؟ استقامت؟ کیفیت حرکت؟ یا تحمل بار؟
این تفاوت مهم است، چون درمان هرکدام یکسان نیست.
در فیزیوتراپی آرامش سعادتآباد ارزیابی بیمارانی که ماهها از جراحی شانه آنها گذشته فقط به بررسی محل درد یا استفاده از دستگاه محدود نمیشود. دامنه حرکت، قدرت شانه، عملکرد کتف، کیفیت حرکات بالای سر و تحمل فعالیتهای مورد نیاز کار یا ورزش بررسی میشوند تا مشخص شود بیمار هنوز به بازتوانی هدفمند نیاز دارد یا میتواند وارد مرحله نگهداری شود.
هدف نهایی این نیست که بیمار برای همیشه به فیزیوتراپی وابسته بماند؛ هدف این است که بداند شانهاش در چه مرحلهای قرار دارد، چه چیزی هنوز نیاز به اصلاح دارد و چگونه با اطمینان بیشتری به فعالیت موردنظرش برگردد.
یک سالگی، تاریخ پایان بازتوانی نیست.
بیشتر بهبودهای مهم بعد از ترمیم روتاتور کاف طی سال اول اتفاق میافتند، اما تصمیم برای برگشت کامل به فعالیت بهتر است فقط بر اساس زمان گرفته نشود. دامنه حرکت، قدرت و نیاز عملکردی فرد هم اهمیت دارند.
ماههای اول بعد از ترمیم روتاتور کاف دورهای است که باید از اتصال تاندون ترمیمشده به استخوان محافظت شود. به همین دلیل حرکات مقاومتی و بارگذاری شانه در مراحل اولیه با احتیاط و بهتدریج اضافه میشوند.
اما شرایط در یکسالگی با هفتهها و ماههای اول بسیار متفاوت است.
اگر ترمیم بهخوبی پیش رفته و مشکل خاصی ایجاد نشده باشد، بسیاری از محدودیتهای حفاظتی اولیه دیگر مطرح نیستند. به همین دلیل فرد معمولاً میتواند به سمت فعالیتهای مقاومتی، وزن اندازی و ورزش پیش برود.
با این حال، «یک سال گذشته» به معنی این نیست که میتوان بدون آمادگی قبلی هر مقدار وزنه یا فعالیت سنگینی را شروع کرد.
در این مرحله مسئله بیشتر از محافظت صرف از تاندون، به آمادگی کل شانه برای تحمل بار مربوط میشود.
مثلاً فردی که یک سال از جراحیاش گذشته ولی ماهها تمرین مقاومتی انجام نداده، از نظر زمانی با فردی که طی همین مدت بهتدریج قدرت و استقامت شانهاش را ساخته یکسان است؛ اما از نظر توانایی انجام فعالیت سنگین الزاماً یکسان نیست.
ترمیم بافت مثل روشن و خاموش شدن یک کلید نیست که در روز مشخصی تمام شود.
در ماههای پس از جراحی، بافت ترمیمشده بهتدریج بالغتر میشود و همزمان عضلات، تاندونها و سیستم حرکتی شانه باید دوباره با نیروهایی که در زندگی واقعی به آنها وارد میشود سازگار شوند.
به همین دلیل سؤال کاربردیتر در یکسالگی این نیست که:
«آیا Remodeling تمام شده؟»
بلکه این است:
«آیا شانه من برای کاری که میخواهم انجام بدهم آماده است؟»
نیاز یک فرد برای انجام کارهای روزمره با نیاز یک تنیسور، شناگر، بدنساز یا کسی که شغلش شامل فعالیتهای مکرر دست است، متفاوت است.
برای بیشتر بیماران انتظار داریم در یکسالگی نسبت به ماههای ابتدایی تغییر بسیار زیادی ایجاد شده باشد.
اما سه موضوع را باید از هم جدا کنیم:
درد: ممکن است تقریباً کاملاً برطرف شده باشد.
دامنه حرکت: ممکن است بسیار خوب باشد ولی چند درجه انتهایی، مخصوصاً چرخش شانه، هنوز با سمت سالم تفاوت داشته باشد.
قدرت و استقامت: ممکن است فعالیتهای روزمره کاملاً طبیعی باشند ولی شانه در وزنه سنگین، ورزش یا حرکات تکراری بالای سر هنوز زودتر خسته شود.
این نکته مهم است:
نداشتن درد الزاماً به معنی پایان بازتوانی نیست.
ممکن است بیمار بگوید «دیگر شانهام درد نمیکند»، اما وقتی قدرت دو سمت، کنترل کتف یا تحمل فعالیتهای تکراری بررسی میشود، هنوز تفاوتهایی وجود داشته باشد.
فرض کنید دو نفر دقیقاً یک سال قبل جراحی روتاتور کاف انجام دادهاند.
نفر اول دامنه کامل دارد، قدرت مناسبی پیدا کرده، بدون درد ورزش میکند و روز بعد از فعالیت هم علامتی ندارد.
نفر دوم هنوز حرکت چرخش محدودی دارد، در فعالیت بالای سر زود خسته میشود و با افزایش تمرین دچار درد میشود.
از نظر تقویم هر دو در «ماه دوازدهم» هستند؛ اما از نظر عملکرد شانه شرایط یکسانی ندارند.
اتفاقاً مرور مطالعات مربوط به بازگشت به فعالیت پس از جراحی روتاتور کاف نشان میدهد که اگرچه زمان یکی از رایجترین معیارها بوده، قدرت و دامنه حرکت نیز از معیارهای مورد استفاده برای تصمیمگیری درباره بازگشت به فعالیت بودهاند.
بنابراین در این مرحله بهتر است بهجای سؤال «چند ماه گذشته؟» بپرسیم:
شانه من الان چه کاری را میتواند با کیفیت مناسب و بدون واکنش غیرطبیعی انجام دهد؟
| وضعیت در یکسالگی | چه معنایی میتواند داشته باشد؟ | چه زمانی بررسی لازم است؟ |
|---|---|---|
| چند درجه محدودیت انتهایی چرخش | میتواند در روند بهبود دیده شود | اگر محدودیت رو به افزایش یا مختلکننده عملکرد باشد |
| درد خفیف بعد از فعالیت سنگین | ممکن است نیرو بیشتر از ظرفیت فعلی شانه بوده باشد | اگر درد ماندگار، پیشرونده یا شبانه شود |
| صدای بدون درد | بهتنهایی نشانه آسیب مجدد نیست | اگر با درد، ضعف یا گیر کردن همراه شود |
| ضعف نسبت به سمت سالم | ممکن است قدرت/استقامت هنوز کامل برنگشته باشد | اگر ضعف جدید یا رو به افزایش باشد |
| کاهش حرکت بعد از قطع تمرین | ممکن است هنوز به حرکات نگهدارنده نیاز باشد | اگر دامنه بهصورت پیشرونده کاهش پیدا کند |
| خستگی در فعالیت بالای سر | ممکن است استقامت هنوز کافی نباشد | اگر مانع کار یا ورزش موردنظر شود |

درد خفیف و گهگاه بعد از فعالیت سنگین میتواند وجود داشته باشد، اما هر دردی را نباید صرفاً به سابقه جراحی نسبت داد.
مهمتر از شدت درد، الگوی آن و روند تغییرش است.
مثلاً دردی که بعد از یک فعالیت جدید ایجاد میشود و سریع فروکش میکند با دردی که هر هفته بیشتر میشود، شب بیمار را بیدار میکند یا همراه با ضعف جدید است، شرایط یکسانی ندارد.
گاهی شانه برای زندگی روزمره کاملاً آماده است اما هنوز ظرفیت کافی برای یک فعالیت خاص ندارد.
مثلاً فرد بدون مشکل رانندگی میکند، لباس میپوشد و دستش را بالا میبرد، اما بعد از:
تمرین سنگین بدنسازی،
کار طولانی بالای سر،
شنا،
تنیس
یا فعالیتهای تکراری شغلی
احساس درد یا خستگی میکند.
در چنین شرایطی باید بررسی شود آیا حجم یا شدت فعالیت از ظرفیت فعلی شانه بیشتر بوده است یا خیر.
این موضوع با آسیب مجدد یکسان نیست.
درد شبانه بهتنهایی اثباتکننده پارگی مجدد روتاتور کاف نیست.
اما اگر چند ماه وضعیت خوبی داشتهاید و اکنون درد جدیدی ایجاد شده که رو به افزایش است، بهتر است آن را نادیده نگیرید.
بهخصوص اگر همراه باشد با:
ضعف جدید،
کاهش دامنه حرکت،
مشکل جدید در بالا بردن دست،
گیر کردن دردناک شانه،
یا کاهش توانایی انجام فعالیتهایی که قبلاً بدون مشکل انجام میدادید.
در این حالت بهتر است بهجای اینکه گفته شود «طبیعی است چون شانه عمل شده»، علت درد دوباره بررسی شود.
در ماههای میانی بازتوانی، یکی از مشکلات خود من درد جلوی شانه بود. در مقاطعی برای کنترل علائم از لیزر هم استفاده کردم و همزمان برنامه تمرینی را ادامه دادم.
اما اکنون بیش از شش ماه است که این درد را ندارم.
نکته جالب اینجاست که حدود شش ماه است هیچ مدالیتهای برای شانه استفاده نکردهام، ولی تمرین درمانی را تقریباً هفتهای دو مرتبه ادامه دادهام.
البته این تجربه شخصی من است و نمیتوان از آن نتیجه گرفت که همه بیماران باید دقیقاً همین مسیر را طی کنند. اما یک نکته مهم را نشان میدهد:
در مرحله دیررس بازتوانی، هدف فقط ساکت کردن درد نیست؛ باید کاری کنیم شانه دوباره بتواند حرکت کند، نیرو تولید کند و بار مورد نیاز زندگی و ورزش را تحمل کند.
نه برای همه.
اگر بیمار هنوز درد یا مشکل مشخصی دارد، ممکن است بعضی مدالیتهها در کنار درمان اصلی برای کنترل علائم استفاده شوند. اما در بیماری که درد کنترل شده و وارد مرحله دیررس بازتوانی شده، معمولاً تمرکز اصلی باید روی حرکت، قدرت، استقامت و برگشت عملکرد باشد.
اگر مشکل اصلی شما ضعف عضلات شانه است، دستگاه جای تقویت عضلات را نمیگیرد.
اگر مشکل محدودیت حرکت است، فقط کاهش درد دامنه را برنمیگرداند.
و اگر مشکل این است که شانه فعالیت ورزشی یا شغلی را تحمل نمیکند، باید تحمل بار بهتدریج بازسازی شود.
بنابراین در این مرحله سؤال بهتر از «چه دستگاهی برای شانه خوب است؟» این است:
«چه چیزی هنوز در عملکرد شانه من کم است؟»
وجود چند درجه محدودیت در یکسالگی الزاماً نشانه ناموفق بودن جراحی یا فیزیوتراپی نیست.
مطالعات نشان میدهند دامنه حرکت بعد از ترمیم روتاتور کاف بهتدریج بهتر میشود و بهبود قابلتوجه میتواند تا حوالی یک سال ادامه داشته باشد. چرخش داخلی و خارجی نیز از حرکاتی هستند که بیشتر ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرند.
مسئله مهم این است که مقدار محدودیت چقدر است، در چه جهتی وجود دارد و آیا فعالیت شما را مختل میکند یا نه.
چرخش خارجی فقط به یک عضله یا یک تاندون وابسته نیست.
حرکت مفصل، انعطاف بافتهای اطراف شانه، عملکرد روتاتور کاف و وضعیت کتف همگی در آن نقش دارند. دوره محافظت و کاهش حرکت بعد از جراحی هم میتواند روی این دامنه تأثیر بگذارد.
به همین دلیل ممکن است فرد بتواند دستش را تقریباً کامل بالای سر ببرد ولی هنوز در چند درجه انتهایی چرخش خارجی با سمت سالم تفاوت داشته باشد.
نه لزوماً.
اگر فقط چند درجه از انتهای یک حرکت محدود است، فعالیت روزمره تقریباً طبیعی است و دامنه با تمرین بهتر میشود، این شرایط با یک شانه یخ زده واضح متفاوت است.
محدودیت قابلتوجه در چند جهت، درد زیاد و تأثیر واضح بر فعالیتهای روزمره موضوع متفاوتی است و نیاز به بررسی دقیقتری دارد.
این یکی از قسمتهای جالب تجربه شخصی من است.
حتی نزدیک یکسالگی، اگر حدود دو هفته تمرینات افزایش دامنه را کنار بگذارم، دوباره چند درجه انتهای حرکت، بهخصوص دامنه چرخش شانه، محدودتر میشود.
این الزاماً به معنی ایجاد دوباره چسبندگی نیست.
ممکن است شانه دامنه خوبی به دست آورده باشد، اما برای حفظ چند درجه انتهایی حرکت هنوز به تحرک منظم نیاز داشته باشد.
به همین دلیل برای بعضی افراد پایان فیزیوتراپی به معنی «دیگر هیچ تمرینی انجام نده» نیست؛ بلکه برنامه از بازتوانی فعال به یک برنامه سادهتر برای حفظ نتیجه تغییر میکند.
عدد ثابتی وجود ندارد.
اگر بدون تمرین دامنه شما مرتب کاهش پیدا میکند، احتمالاً هنوز مقداری تمرین موبیلیتی ارزش دارد.
اما در یکسالگی هدف نباید این باشد که هر روز با درد زیاد به شانه فشار وارد کنیم تا چند درجه بیشتر بگیریم.
اگر دامنه برای عملکرد شما کافی است و فقط اختلاف جزئی وجود دارد، معمولاً حفظ دامنه، تقویت عضلات و استفاده فعال از دامنه موجود مهمتر از کشش تهاجمی است.
اگر برعکس، دامنه بهتدریج در حال کمتر شدن است یا محدودیت واقعاً روی کار و ورزش اثر گذاشته، بهتر است علت آن بررسی شود.
صدای بدون درد بهتنهایی نشانه پارگی مجدد روتاتور کاف نیست.
شانه مجموعه پیچیدهای از مفاصل، تاندونها و بافتهایی است که هنگام حرکت نسبت به هم جابهجا میشوند. بنابراین ممکن است حتی یک شانه با عملکرد خوب هم در بعضی زوایا صدا ایجاد کند.
برای قضاوت درباره صدا چهار سؤال مهمتر وجود دارد:
آیا صدا درد دارد؟
آیا شانه گیر میکند؟
آیا قدرت کمتر شده؟
آیا عملکرد نسبت به قبل بدتر شده است؟
اگر پاسخ این سؤالات منفی باشد، یک صدای گهگاه ارزش بالینی بسیار متفاوتی از یک تق دردناک همراه با ضعف دارد.
در مورد خود من، بیش از شش ماه است که هماهنگی حرکت کتف و شانه تقریباً طبیعی شده است.
با این حال هنوز گاهی وقتی به پشت خوابیدهام و دستم را بالای سر میبرم، هنگام برگرداندن دست صدایی در شانه احساس میکنم.
این صدا درد ندارد.
این مثال مهم است، چون نشان میدهد نمیتوان هر صدای شانه بعد از جراحی را فوراً به اختلال حرکت کتف نسبت داد.
ممکن است تغییر وضعیت کتف یا بازو روی صدا اثر بگذارد و این موضوع در معاینه اطلاعات مفیدی بدهد، اما از روی صدا بهتنهایی نمیتوان ساختار مسئول را تشخیص داد.
اگر صدا همراه باشد با:
درد،
گیر کردن شانه،
احساس بیثباتی،
ضعف جدید،
کاهش دامنه،
یا افت عملکرد،
بهتر است بررسی شود.
اما اگر عملکرد شانه خوب است و فقط گاهی صدای بدون درد ایجاد میشود، صرف وجود صدا دلیل کافی برای نتیجهگیری درباره آسیب مجدد تاندون نیست.
یکی از پرتکرارترین سؤالات در این مرحله این است:
«بعد از یک سال بالاخره چه کارهایی را میتوانم بدون ترس انجام بدهم؟»
در یک ترمیم موفق، بسیاری از محدودیتهای ماههای ابتدایی دیگر وجود ندارند. اما بازگشت به فعالیت سنگین بهتر است بر اساس توانایی واقعی شانه انجام شود، نه فقط تاریخ جراحی.
مطالعات مربوط به بازگشت به فعالیت بعد از جراحی روتاتور کاف نیز نشان میدهند که علاوه بر زمان، دامنه و قدرت از معیارهای مورد استفاده برای تصمیمگیری هستند.
در بسیاری از بیماران، بله.
وزن اندازی در یکسالگی ذاتاً یک فعالیت ممنوع محسوب نمیشود، البته به شرط اینکه جراح محدودیت خاصی تعیین نکرده باشد و روند ترمیم بدون عارضه بوده باشد.
اگر مدت زیادی روی دست وزن نگذاشتهاید، میتوان مرحلهای جلو رفت:
فشار روی دیوار → سطح شیبدار → چهار دستوپا → Plank → Push-up
هدف این است که ظرفیت شانه همزمان با افزایش بار بالا برود.
| فعالیت | وضعیت کلی | نکته مهم |
|---|---|---|
| وزن اندازی | معمولاً قابل بازگشت | تدریجی شروع شود |
| پلانک | معمولاً قابل بازگشت | ابتدا زمان کوتاهتر |
| شنا روی زمین | معمولاً قابل بازگشت | بصورت تدریجی |
| تمرین با دمبل | قابل بازگشت | افزایش تدریجی وزن و حجم |
| حرکات بالای سر | بسته به آمادگی فرد | دامنه، قدرت و تحمل بار بررسی شود |
| شنا و تنیس | قابل بازگشت در فرد آماده | حجم ورزش نیز باید تدریجی افزایش یابد |
| خوابیدن روی شانه | در صورت تحمل معمولاً مشکلی ندارد | درد معیار مهمی است |
مطالعات نشان دادهاند بیشتر بهبود بالینی بعد از ترمیم تاندون روتاتور کاف در سال اول اتفاق میافتد و تفاوت میان نتایج گزارششده توسط بیماران در سال اول و دوم معمولاً از نظر بالینی کوچک است. این موضوع یکسالگی را به زمان مناسبی برای ارزیابی نتیجه نهاییتر جراحی تبدیل میکند.
در بسیاری از بیماران یکسال پس از ترمیم موفق روتاتور کاف، بله.
اما اگر چند ماه است Push-up انجام ندادهاید، لازم نیست اولین جلسه مستقیماً سراغ تعداد زیاد شنا روی زمین بروید.
میتوانید با شنا روی دیوار شروع کنید و بهتدریج سطح را پایین بیاورید.
مهمتر از انجام یک تکرار این است که ببینید شانه حجم تمرین را چطور تحمل میکند.
در یکسالگی بدنسازی بهطور عمومی ممنوع نیست.
اما یک قانون ساده ارزش زیادی دارد:
همزمان وزنه، تعداد تکرار و سختی حرکت را زیاد نکنید.
مثلاً اگر بعد از مدت طولانی دوباره Overhead Press را شروع میکنید، بهتر است ابتدا با وزنهای سبکتر از توان واقعی خودتان شروع کنید و سپس تدریجی لود را بالا ببرید.
هدف جلسه اول اثبات قدرت شانه نیست؛ ساختن دوباره ظرفیت آن است.
«یک سال از جراحی گذشته؛ پس هر وزنهای میتوانم بزنم.»
گذشت زمان مهم است، اما اگر ماهها یک حرکت یا ورزش را انجام ندادهاید، ظرفیت شانه برای همان فعالیت باید دوباره ساخته شود.
در این مرحله معمولاً مشکل اصلی «ممنوع بودن حرکت» نیست؛ افزایش ناگهانی حجم و شدت فعالیت است.

نه ذاتاً.
Overhead Press نیاز بیشتری از شانه دارد، اما یک حرکت ممنوع دائمی بعد از ترمیم تاندون روتاتور کاف نیست.
قبل از سنگین کردن آن بهتر است ببینیم:
آیا دست تقریباً کامل بالا میرود؟
آیا حرکت بدون درد است؟
آیا شانه و کتف هماهنگ حرکت میکنند؟
آیا قدرت cuff مناسب است؟
و آیا شانه روز بعد از تمرین واکنش غیرعادی ندارد؟
اگر این شرایط مناسب باشند، میتوان بار را بهتدریج افزایش داد.
اینجا فقط سالم بودن تاندون کافی نیست.
مثلاً برای برگشت به تنیس، شانه باید بتواند بارهای تکراری و سریع را تحمل کند. در شنا نیز تعداد زیاد تکرارهای بالای سر اهمیت دارد.
مرور سیستماتیک ورزشکاران پس از ترمیم روتاتور کاف نشان داده است که زمان بازگشت به ورزش بین مطالعات بسیار متفاوت است؛ یعنی نمیتوان یک ماه مشخص را برای همه ورزشکاران نسخه کرد.
بنابراین اگر یک سال از جراحی گذشته ولی چند ماه ورزش نکردهاید، بهتر است بهجای برگشت ناگهانی به حجم قبلی، حجم، شدت و دفعات تمرین را مرحلهای بالا ببرید.
در یکسالگی، اگر ترمیم بدون مشکل پیش رفته باشد، معمولاً دلیلی وجود ندارد که فقط از ترس آسیب به تاندون برای همیشه از خوابیدن روی آن سمت اجتناب کنید.
ملاک ساده، تحمل شانه است.
اگر روی شانه میخوابید و:
درد ندارید،
شب بیدار نمیشوید،
و صبح شانه واکنش قابلتوجهی ندارد،
معمولاً نیازی به اجتناب دائمی از آن وضعیت نیست.
اگر بدون تمرین دوباره دامنه، قدرت یا تحمل شانه کم میشود، بله.
اما این به معنی ادامه همان برنامه طولانی ماههای اول برای همیشه نیست.
در بسیاری از بیماران برنامه بهتدریج از بازتوانی به نگهدارنده تغییر میکند؛ یعنی دیگر قرار نیست یک مشکل بزرگ را اصلاح کنیم، بلکه میخواهیم چیزی را که به دست آوردهایم حفظ کنیم.
برای همه بیماران یک تاریخ مشخص وجود ندارد.
ممکن است یک نفر در ماه دوازدهم دامنه و قدرت خوبی داشته باشد و کاملاً به فعالیت قبلی برگشته باشد؛ فرد دیگری در همان زمان هنوز در چرخش خارجی محدودیت یا در فعالیت بالای سر ضعف داشته باشد.
به همین دلیل مطالعات جدیدتر هم از برنامههای انعطافپذیرتر بر اساس رسیدن بیمار به اهداف مشخص حمایت میکنند، نه اینکه صرفاً همه بیماران طبق یک تقویم ثابت جلو بروند.
در بازتوانی یا Rehabilitation هنوز چیزی را میخواهیم بهتر کنیم.
مثلاً دامنه محدود است و میخواهیم بیشتر شود؛ یا عضله ضعیف است و میخواهیم قویتر شود.
اما در نگهداری یا Maintenance نتیجه مناسبی گرفتهایم و حالا میخواهیم آن را حفظ کنیم.
مثلاً فردی که دامنه خوب، قدرت مناسب و عملکرد طبیعی دارد شاید دیگر به یک برنامه طولانی درمانی نیاز نداشته باشد، اما همچنان هفتهای یک یا دو جلسه تمرین مناسب برای شانه انجام دهد.
برای بسیاری از افراد در مرحله Maintenance، دو جلسه تمرین قدرتی باکیفیت در هفته میتواند مقدار معقولی باشد؛ اما این عدد نسخه ثابت برای همه نیست.
من از حدود شش ماه قبل هیچ مدالیتهای برای شانه استفاده نکردهام، اما تمرین درمانی را تا امروز تقریباً هفتهای دو جلسه ادامه دادهام.
درد قدام شانه مدتهاست برطرف شده و هماهنگی کتف و شانه نیز تقریباً طبیعی است.
اما یک نکته باعث شده تمرین را کاملاً کنار نگذارم: اگر حدود دو هفته روی دامنه حرکت کار نکنم، دوباره چند درجه انتهایی چرخش محدودتر میشود.
برای من در این مرحله هدف تمرین دیگر صرفاً «درمان درد» نیست؛ حفظ چیزی است که در طول بازتوانی به دست آمده است.

یک روش ساده این است که به جای نگاه کردن به تقویم، عملکرد را بررسی کنیم.
اگر با کاهش تمرین:
دامنه حفظ میشود،
قدرت کم نمیشود،
فعالیت روزمره و ورزش بدون مشکل ادامه پیدا میکنند،
میتوان حجم برنامه را کمتر کرد.
در واقع کم کردن تدریجی تمرین خودش میتواند یک آزمون باشد.
اگر با کاهش تمرین دوباره محدودیت یا ضعف برگردد، احتمالاً هنوز به مقدار بیشتری از تمرین نگهدارنده نیاز دارید.
بعد از شروع یک فعالیت جدید فقط به وضعیت شانه هنگام تمرین نگاه نکنید.
ببینید همان شب و روز بعد چه اتفاقی میافتد.
اگر افزایش فعالیت مرتباً با درد واضح، درد شبانه، کاهش ROM یا افت عملکرد همراه میشود، احتمالاً باید مقدار Load را دوباره تنظیم کرد.
لازم نیست تمام تمرینهایی را که از ماه اول تا دوازدهم انجام دادهاید برای همیشه حفظ کنید.
برنامه نگهدارنده بهتر است کوتاه و متناسب با نیاز شما باشد و معمولاً میتواند ترکیبی از این موارد باشد:
چرخش خارجی مقاومتی
حرکت اسکپشن یا بالا بردن کنترلشده دست
Row
تمرینات سراتوس قدامی
تمرینات تراپز تحتانی
تمرینات زنجیره بسته مثل Push-up progression
کنترل مرحله پایین آوردن دست
و تمرین موبیلیتی برای جهتی که تمایل به محدود شدن دارد.
برای ورزشکار، برنامه باید بهتدریج به حرکات همان ورزش نزدیک شود.
| بازتوانی | نگهداری |
|---|---|
| دامنه هنوز نیاز به افزایش دارد | دامنه مناسب و نسبتاً پایدار است |
| ضعف مشخص وجود دارد | قدرت برای نیازهای فرد کافی است |
| حرکت جبرانی دیده میشود | حرکت تقریباً طبیعی است |
| فعالیت موردنظر هنوز علامت ایجاد میکند | فعالیت موردنظر بهخوبی تحمل میشود |
| هدف، اصلاح یک نقص است | هدف، حفظ نتیجه است |
| برنامه نیاز به پیشرفت دارد | برنامه کوتاهتر و نگهدارنده است |
این شاید مهمترین سؤال یک بیمار در یکسالگی باشد.
نبود درد بهتنهایی برای ترخیص کافی نیست.
برای تصمیم بهتر چند چیز باید کنار هم دیده شوند.
فقط بالا بردن دست را بررسی نکنید.
چرخش داخلی و خارجی نیز مهماند، بهخصوص اگر ورزش یا شغل شما به این دامنهها نیاز دارد.
همچنین باید ببینیم دامنه پایدار است یا با قطع تمرین سریع کاهش پیدا میکند.
ممکن است دست کاملاً بالا برود اما هنگام مقاومت ضعف داشته باشید.
قدرت بالا آوردن و چرخش بازو میتواند با سمت مقابل مقایسه شود.
روتاتور کاف تنها بازیگر شانه نیست.
سراتوس قدامی و بخشهای مختلف تراپز در کنترل کتف نقش مهمی دارند.
گاهی بیمار در یک یا دو تکرار حرکت خوبی دارد، اما وقتی خسته میشود کتف بالا میرود یا الگوی حرکت تغییر میکند.
این مسئله بهخصوص در افرادی که ورزش یا کار بالای سر دارند مهم است.
وقتی دست را بالا میبریم، بازو و کتف باید با هم همکاری کنند.
فیزیوتراپیست میتواند بالا بردن و پایین آوردن دست را از زوایای مختلف مشاهده کند و ببیند آیا بیمار برای تکمیل حرکت از شانه بالا انداختن یا حرکات جبرانی استفاده میکند یا خیر.
به این هماهنگی ریتم اسکپولوهمورال گفته میشود.
در مورد خود من، این ریتم بیش از شش ماه است تقریباً طبیعی شده است؛ بنابراین صدای گهگاه شانه را نمیتوان صرفاً به اختلال حرکت کتف نسبت داد.

ممکن است یک حرکت را بهخوبی انجام دهید ولی بعد از ۱۵ یا ۲۰ تکرار شانه خسته شود و کیفیت حرکت تغییر کند.
برای کسی که فعالیت روزمره سبک دارد شاید این مسئله اهمیت زیادی نداشته باشد.
اما برای یک ورزشکار یا فردی که ساعتها با دست کار میکند، توان تکرار حرکت بدون افت کیفیت بسیار مهم است.
این همان چیزی است که در فیزیوتراپی به آن Load Tolerance میگوییم.
توانایی بلند کردن یک دمبل پنج کیلویی یک بار با توانایی استفاده مکرر از همان دست در یک جلسه تمرین یا یک روز کاری یکسان نیست.
به همین دلیل در مرحله دیررس بازتوانی، تمرین باید کمکم شبیه نیاز واقعی فرد شود.
اگر هدف برگشت به تنیس است، فقط تراباند کافی نیست.
اگر هدف کار دستی سنگین است، فقط بالا بردن دست بدون مقاومت کافی نیست.
یکی از اطلاعات مفید برای تنظیم شدت تمرین، واکنش شانه بعد از فعالیت است.
درد خفیف و کوتاهمدت همیشه به معنی آسیب نیست.
اما اگر هر بار افزایش تمرین باعث شود:
درد بهوضوح بیشتر شود،
شب درد ایجاد شود،
دامنه روز بعد کمتر شود،
یا عملکرد شانه افت کند،
احتمالاً لود از ظرفیت فعلی شانه بیشتر بوده است.
در این شرایط همیشه لازم نیست تمرین را کاملاً قطع کنیم؛ گاهی باید دوز تمرین را اصلاح کنیم.
اگر یک سال از جراحی گذشته ولی هنوز نمیدانید چرا:
چند درجه از حرکت کم است،
قدرت دست جراحیشده کمتر است،
فعالیت سنگین درد ایجاد میکند،
شانه در ورزش زود خسته میشود،
یا نمیدانید چه مقدار وزنه برایتان مناسب است،
ادامه دادن همان تمرینات قدیمی یا فقط منتظر ماندن همیشه بهترین انتخاب نیست.
در این مرحله ارزش ارزیابی فیزیوتراپی در این است که مشخص شود دقیقاً چه چیزی هنوز عقب مانده است.
در فیزیوتراپی آرامش سعادتآباد در ارزیابی مراحل دیررس پس از جراحی روتاتور کاف، فقط محل درد بررسی نمیشود؛ دامنه حرکت، قدرت روتاتور کاف و دلتوئید، عملکرد عضلات کتف، هماهنگی شانه و کتف، استقامت، تحمل بار و حرکات مورد نیاز کار یا ورزش فرد نیز ارزیابی میشوند.
هدف این است که به یک سؤال عملی پاسخ بدهیم:
آیا هنوز مشکل قابل اصلاحی وجود دارد که به بازتوانی هدفمند نیاز داشته باشد، یا شانه آماده ورود به یک برنامه سادهتر نگهدارنده است؟
در آسیب من یک مسئله دیگر هم وجود داشت: همزمان با جراحی شانه چپ، شکستگی رادیوس و اولنای ساعد راست با پلاک و پیچ فیکس شد.
اگر شما هم ORIF شکستگی هر دو استخوان ساعد داشتهاید، ممکن است این سؤال برایتان آشنا باشد:
«استخوان که جوش خورده؛ پس چرا موقع وزنه یا کار زیاد هنوز ساعدم را حس میکنم؟»
پاسخ این است که جوش خوردن استخوان و برگشت کامل عملکرد دقیقاً یک چیز نیستند.
مطالعات طولانیمدت نشان دادهاند که بعد از فیکس کردن شکستگی هر دو استخوان ساعد، نتیجه کلی بسیاری از بیماران خوب است، اما ممکن است مقداری اختلاف در قدرت Grip، قدرت مچ یا چرخش ساعد نسبت به سمت سالم باقی بماند.
یک مرور سیستماتیک جدیدتر نیز نشان داده است که نتایج کلی بعد از plate fixation معمولاً خوب است، هرچند درجاتی از محدودیت یا ناتوانی خفیف میتواند در بعضی بیماران باقی بماند.
ساعد فقط دو استخوان نیست.
عضلات، تاندونها، مفاصل مچ و آرنج و ساختارهایی که بین رادیوس و اولنا نیرو منتقل میکنند، همگی باید دوباره به بارهای واقعی زندگی عادت کنند.
به همین دلیل ممکن است فرد در فعالیت روزمره مشکلی نداشته باشد، اما هنگام:
گرفتن دمبل سنگین،
Grip قوی،
حرکات تکراری مچ،
یا کار طولانی با دست
احساس فشار یا درد کند.
مطالعات پیگیری طولانی نیز نشان دادهاند که حتی با نتیجه کلی خوب، ممکن است مقداری اختلاف ROM یا قدرت با سمت سالم باقی بماند.
در مورد من تا حدود ماه دهم، دمبل زدن یا فعالیتهای تکراری مچ—از جمله بعضی درمانهای دستی روی بیماران—گاهی باعث درد ساعد میشد.
معمولاً با کاهش موقت بار و گاهی یخ گذاشتن، درد طی دو تا سه روز برطرف میشد.
در دو ماه اخیر این مشکل بهوضوح کمتر شده است و تحمل ساعد نسبت به قبل بهتر شده.
این تجربه شخصی من است و به این معنی نیست که درد ساعد تا ماه دهم برای همه بیماران «طبیعی» است. اما نشان میدهد که بهبود عملکرد و تحمل بار میتواند مسیر متفاوتی از صرف جوش خوردن استخوان داشته باشد.
بهجای اینکه هر درد بعد از ORIF را «طبیعی» یا «غیرطبیعی» بنامیم، بهتر است روند آن را ببینیم.
مثلاً درد خفیفی که:
فقط بعد از بار سنگین ایجاد میشود،
با کاهش لود فروکش میکند،
در استراحت وجود ندارد،
و ماهبهماه کمتر میشود،
با دردی که بدون فعالیت ایجاد میشود و در حال بیشتر شدن است، یکسان نیست.
اگر یک سال از ORIF گذشته و موارد زیر ایجاد شدهاند، بهتر است دوباره بررسی شوید:
درد مداوم یا رو به افزایش،
تورم جدید،
درد واضح روی محل استخوان یا پلاک،
کاهش جدید قدرت گریپ،
محدود شدن چرخش ساعد،
صدای دردناک همراه با احساس گیرکردن یا بیثباتی،
یا کاهش تحمل فعالیتی که قبلاً بدون مشکل انجام میدادید.
در این شرایط بر اساس معاینه ممکن است پزشک تصویربرداری جدید را هم لازم بداند.
یک سال بعد از عمل، نه باید از هر صدایی ترسید و نه باید هر علامتی را با جمله «شانهات عمل شده، طبیعی است» کنار گذاشت.
چند تغییر ارزش توجه بیشتری دارند:
بهخصوص اگر بعد از یک دوره طولانی بهبود ایجاد شده یا دوباره خواب را مختل کرده باشد.
اگر قبلاً میتوانستید دست را بدون مشکل بالا ببرید و اکنون ناگهان این کار دشوار شده، این تغییر از ضعف خفیفی که از ابتدا وجود داشته مهمتر است.
اینکه بعد از دو هفته ورزش نکردن چند درجه چرخش کم شود یک مسئله است؛ اینکه دامنه حرکتی هفتهبههفته در حال کاهش باشد مسئله دیگری است.
صدای بدون درد بهتنهایی الزاماً نگرانکننده نیست؛ اما صدا + درد + گیر کردن یا ضعف ارزش بررسی بیشتری دارد.
اگر شانه قبلاً یک فعالیت را تحمل میکرد اما اکنون همان فعالیت مرتباً درد ایجاد میکند، علت این تغییر بهتر است مشخص شود.
یکی از مواردی که طی سالها کار با بیماران شانه دیدهام این است که «درد ندارم» و «شانهام کاملاً آماده است» همیشه یک معنی ندارند.
بیمار ممکن است دیگر درد قابلتوجهی نداشته باشد و دستش را هم کامل بالا ببرد، اما وقتی دقیقتر بررسی میکنیم هنوز در قدرت روتاتور کاف، استقامت، کنترل کتف یا تحمل فعالیتهای تکراری تفاوت وجود داشته باشد.
تجربه جراحی شانه خودم این موضوع را از زاویه دیگری برایم ملموستر کرد. در ماه چهارم، یکی از مشکلات اصلی من اختلال واضح ریتم شانه و کتف بود؛ مشکلی که اکنون تقریباً برطرف شده است. در مقابل، محدودیت بسیار جزئی چرخش هنوز در صورت کنار گذاشتن تمرین دوباره خودش را نشان میدهد.
به همین دلیل در ارزیابی بیمار یک سال پس از جراحی، سوال مهم این است:
«شانه شما برای کاری که از آن انتظار دارید، واقعاً آماده است؟»
در فیزیوتراپی آرامش سعادتآباد در مراحل دیررس بعد از جراحی شانه، دامنه حرکت، قدرت روتاتور کاف، عملکرد عضلات کتف، کیفیت حرکت، استقامت و تحمل فعالیت بررسی میشوند تا مشخص شود فرد هنوز به بازتوانی هدفمند نیاز دارد یا میتواند وارد برنامه نگهداری شود.
درد خفیف و گهگاه بعد از فعالیت سنگین ممکن است وجود داشته باشد، اما درد شدید، رو به افزایش یا دردی که خواب و فعالیت روزمره را مختل میکند بهتر است بررسی شود. روند درد از وجود صرف آن مهمتر است.
احتمال آسیب مجدد هیچوقت صرفاً با رسیدن به ماه دوازدهم صفر نمیشود، اما در یکسالگی دیگر با شکنندگی ماههای ابتدایی روبهرو نیستیم. درد همراه با ضعف جدید یا افت عملکرد ارزش بررسی بیشتری از یک صدای بدون درد دارد.
این وضعیت میتواند رخ دهد، بهخصوص در حرکات چرخشی. مطالعات نشان دادهاند بهبود دامنه حرکتی میتواند تا حوالی ۱۲ ماه ادامه پیدا کند و چرخش از حرکاتی است که بیشتر تحت تأثیر قرار میگیرد.
ممکن است شانه برای حفظ چند درجه انتهایی هنوز به مقداری تمرین موبیلیتی نیاز داشته باشد. این موضوع الزاماً به معنی ایجاد دوباره چسبندگی نیست.
بهتنهایی نه. اهمیت صدا وقتی بیشتر میشود که همراه با درد، گیر کردن، ضعف، احساس بیثباتی یا کاهش دامنه باشد.
در یک ترمیم موفق، معمولاً بله؛ اما بهتر است وزنه و حجم تمرین تدریجی افزایش پیدا کنند. یک سال گذشته بودن با آماده بودن برای هر وزنهای یکسان نیست.
برای بسیاری از بیماران در این مرحله بله، اگر محدودیت خاصی از طرف جراح وجود نداشته باشد. شروع از شنا روی دیوار و پیشرفت تدریجی آن روش منطقیتری از شروع ناگهانی با حجم زیاد است.
اگر خوابیدن روی آن سمت درد ایجاد نمیکند و ترمیم بدون عارضه پیش رفته، در یکسالگی معمولاً نیازی نیست فقط از ترس آسیب به تاندون برای همیشه از آن اجتناب کنید.
اگر هنوز محدودیت دامنه، ضعف، کاهش استقامت، مشکل کنترل کتف یا تحمل پایین فعالیت دارید، بله. اما هدف فیزیوتراپی در این مرحله با ماههای ابتدایی متفاوت است و بیشتر باید روی پیدا کردن نقص باقیمانده و بازگشت کامل به عملکرد متمرکز باشد.
اگر دامنه مورد نیازتان حفظ میشود، قدرت و استقامت برای کار و ورزش کافی است، حرکت شانه کیفیت مناسبی دارد و افزایش منطقی فعالیت مرتباً باعث برگشت علائم نمیشود، احتمالاً میتوان از بازتوانی فعال به یک برنامه نگهدارنده سادهتر رفت.
یک سالگی بهتنهایی پایان بازتوانی را تعیین نمیکند؛ عملکرد واقعی شانه تعیین میکند.
یک سال بعد از جراحی روتاتور کاف، بیشتر بیماران باید نسبت به ماههای اول تغییر قابلتوجهی در درد، دامنه حرکت و عملکرد شانه داشته باشند؛ اما رسیدن به ماه دوازدهم به این معنی نیست که شانه همه افراد باید دقیقاً مثل قبل از آسیب شده باشد.
مطالعات نشان میدهند بهبود دامنه حرکتی میتواند طی سال اول ادامه پیدا کند و حرکات چرخشی شانه، بهخصوص در بعضی بیماران، دیرتر به دامنه نهایی نزدیک شوند. قدرت و استقامت نیز ممکن است حتی زمانی که درد تا حد زیادی برطرف شده هنوز با سمت سالم تفاوت داشته باشند.
به همین دلیل در یکسالگی بهتر است موفقیت بازتوانی را فقط با «گذشت ۱۲ ماه» یا «نداشتن درد» نسنجیم. دامنه حرکت، قدرت روتاتور کاف، عملکرد عضلات کتف، کیفیت حرکت و تحمل فعالیتهای واقعی بیمار تصویر دقیقتری از وضعیت شانه میدهند.
اگر چند درجه محدودیت انتهایی وجود دارد ولی عملکرد خوب است، الزاماً نشانه شکست جراحی نیست. همینطور تقتق بدون درد شانه بهتنهایی نمیتواند پارگی مجدد روتاتور کاف یا ایمپینجمنت را ثابت کند. در مقابل، درد یا ضعف جدید و رو به افزایش، کاهش دامنه یا صدای همراه با درد و گیرکردن ارزش بررسی بیشتری دارند.
در این مرحله برای بسیاری از بیماران، بازتوانی از حالت درمان فعال به سمت برنامه نگهدارنده حرکت میکند. یعنی ممکن است دیگر نیازی به جلسات متعدد یا مدالیتههای روتین نباشد، اما تمرین برای حفظ دامنه، قدرت و تحمل بار همچنان ارزش داشته باشد.
در شکستگی رادیوس و اولنا نیز ORIF در بیشتر بیماران نتایج خوبی دارد؛ با این حال جوش خوردن استخوان الزاماً همزمان با برگشت کامل قدرت و تحمل فعالیت سنگین نیست. بعضی افراد ممکن است مدت بیشتری هنگام وزنه، گرفتن قوی یا فعالیتهای تکراری ساعد تفاوتی با سمت سالم احساس کنند.
خلاصه: در یکسالگی، سؤال اصلی دیگر فقط «آیا بافت ترمیم شده؟» نیست؛ سؤال مهمتر این است که «آیا شانه و دست برای کار، ورزش و باری که از آنها انتظار دارم آمادهاند؟»
Corvi ME, et al. One-Year Follow-Up Is Sufficient Time for Patient-Reported Outcomes Following Rotator Cuff Repair: A Systematic Review and Meta-analysis. Arthroscopy. 2025. (PubMed)
Recovery pattern in the early postoperative period after arthroscopic rotator cuff repair: a systematic review. این مرور ۲۸ مطالعه را بررسی کرده و بهبود قابلتوجه نتایج بالینی و ROM تا یکسالگی را گزارش میکند. (PubMed)
Ciccotti MC, et al. Criteria for Return-to-Play after Rotator Cuff Surgery: A Systematic Review of Literature. بررسی معیارهای زمان، ROM و قدرت برای بازگشت به فعالیت. (PubMed)
Khan AZ, et al. Rehabilitation and Return to Work and Sport After Rotator Cuff Repair. Clinics in Sports Medicine. 2023. (PubMed)
Mazuquin BF, et al. Effectiveness of early versus delayed rehabilitation following rotator cuff repair: systematic review and meta-analyses. شامل ۲۰ RCT و ۱۸۴۱ بیمار. (PubMed)
Klouche S, et al. Return to Sport After Rotator Cuff Tear Repair: A Systematic Review and Meta-analysis. American Journal of Sports Medicine. (PubMed)