
اسمش میزنید و شانه درد میگیرد، اما در زندگی روزمره تقریباً مشکلی ندارید؟
شاید سؤال فقط این نباشد که «کدام تاندون شانه آسیب دیده؟»
سؤال مهم دیگری هم وجود دارد:
چرا درد دقیقاً هنگام ضربه بالای سر پدل ایجاد میشود؟
در پدل، شانه آخر یک حرکت چندبخشی است که از پاها و لگن شروع میشود، از تنه و کتف عبور میکند و در نهایت راکت را شتاب میدهد. اما این به معنی مقصر بودن لگن یا کتف در هر شانهدردی نیست؛ گاهی مسئله اصلی خود شانه، ظرفیت روتاتورکاف یا افزایش ناگهانی حجم بازی است.
درد شانه در پدل میتواند با عوامل مختلفی مانند بار تکراری ضربات بالای سر، ظرفیت روتاتورکاف، سابقه آسیب، حجم بازی و نحوه اجرای ضربه مرتبط باشد. پدل به دلیل زمین محصور و برگشت توپ از دیوارهها تعداد زیادی Overhead Shot مانند Smash، Bandeja و Vibora دارد. هنگام این ضربات، حرکت شانه به عملکرد کتف، تنه و سایر بخشهای زنجیره حرکتی نیز وابسته است. بنابراین در بازیکنی که درد عمدتاً هنگام اسمش یا ضربات بالای سر ایجاد میشود، ارزیابی فقط محل درد ممکن است کافی نباشد. معاینه شانه در کنار بررسی بار تمرین و در صورت نیاز مشاهده حرکت واقعی میتواند به انتخاب برنامه مناسب فیزیوتراپی و بازگشت به پدل کمک کند.
چرا هنگام پدل شانه درد میگیرد؟
علت برای همه یکسان نیست. ضربات تکراری بالای سر، افزایش حجم بازی، کاهش ظرفیت روتاتورکاف و عوامل مرتبط با حرکت کتف، تنه و تکنیک ضربه میتوانند با علائم ارتباط داشته باشند. اگر درد مخصوص اسمش یا Overhead باشد، بررسی خود حرکت در کنار معاینه شانه میتواند اطلاعات بالینی مفیدی بدهد.
درد شانه در پدل همیشه یک الگوی ثابت ندارد. بعضی بازیکنان هنگام فعالیتهای روزمره تقریباً بدون علامتاند، اما با چند اسمش، Bandeja یا Vibora درد در جلوی شانه، قسمت خارجی بازو یا اطراف کتف ظاهر میشود. در چنین شرایطی سؤال فقط این نیست که «کدام تاندون آسیب دیده؟»؛ از دید فیزیوتراپی ورزشی و بیومکانیک سؤال مهم دیگری هم مطرح میشود:
چرا شانه دقیقاً هنگام این حرکت درد میگیرد؟
پدل یک ورزش راکتی با تعداد قابلتوجه ضربات بالای سر است و شانه یکی از نواحی شایع آسیب در آن محسوب میشود؛ هرچند بر اساس مرور سیستماتیک موجود، آرنج همچنان شایعترین ناحیه گزارششده آسیب است و بعد از آن زانو، شانه و کمر قرار میگیرند.
بنابراین شانهدرد بازیکن پدل میتواند با ترکیبی از بار تکراری، ظرفیت بافت، سابقه آسیب، تکنیک ضربه و نحوه همکاری اجزای زنجیره حرکتی ارتباط داشته باشد. مهم این است که قبل از نسبتدادن درد به یک عامل خاص، خود ورزشکار و حرکت مشکلساز ارزیابی شود.
بیومکانیک شانه پدل واقعاً قابل اندازهگیری است.
در یک مطالعه سهبعدی روی بازیکنان پدل، تفاوتهایی در چرخش گلنوهومرال و tilt کتف میان بازیکنان با سطوح مختلف تجربه مشاهده شد. این مطالعه نشان میدهد بررسی کینماتیک شانه در خود حرکات پدل امکانپذیر است؛ اما به دلیل طراحی مقطعی و حجم نمونه محدود، این یافتهها نباید به معنی اثبات علت آسیب تفسیر شوند.
جدول ۱ — شانهدرد بازیکن پدل؛ چه عواملی باید بررسی شوند؟
عامل چرا اهمیت دارد؟ در فیزیوتراپی چه چیزی بررسی میشود؟ خود شانه و روتاتورکاف ضربات بالای سر نیاز بالایی از شانه دارند محل و رفتار درد، دامنه حرکت، قدرت و تحمل بار حجم بازی افزایش ناگهانی جلسات یا تعداد اسمش ها میتواند نیاز واردشده به شانه را افزایش دهد تعداد جلسات، مسابقات، تغییر اخیر حجم و شدت کتف بخشی از مجموعه حرکتی شانه در ضربات بالای سر است حرکت و کنترل کتف، فقط در صورت ارتباط با علائم تنه در تولید و هدایت حرکت ضربه نقش دارد چرخش و زمانبندی تنه در حرکت واقعی تکنیک ضربه ممکن است درد فقط در Smash، Bandeja یا Vibora ایجاد شود مقایسه حرکت دردناک و بدون درد خستگی میتواند نحوه اجرای حرکت و تحمل بار را تغییر دهد زمان ظاهر شدن درد در طول بازی سابقه آسیب ظرفیت فعلی شانه ممکن است هنوز به سطح قبل برنگشته باشد سابقه درد، درمان قبلی و بازگشت به ورزش
خیر. درد شانه بهتنهایی مشخص نمیکند کدام ساختار مسئول علائم است.
تاندونهای روتاتورکاف میتوانند در بعضی ورزشکاران درگیر باشند، اما سایر ساختارها مانند بورس، مفصل آکرومیوکلاویکولار، لابروم یا حتی خود مفصل گلنوهومرال نیز ممکن است در برخی موارد نقش داشته باشند. از سوی دیگر، گاهی درد بیشتر با تحمل پایین شانه در برابر حجم فعلی تمرین مرتبط است تا یک آسیب ساختاری واضح.
به همین دلیل در فیزیوتراپی، تشخیص فقط بر اساس محل درد یا نام یک حرکت انجام نمیشود. شرح حال، محل و رفتار درد، قدرت، دامنه حرکتی، سابقه آسیب و پاسخ شانه به بارهای مختلف در کنار هم معنا پیدا میکنند.
اگر درد پس از یک ضربه ناگهانی شروع شده باشد، با ضعف محسوس همراه باشد یا حرکت شانه بهوضوح محدود شده باشد، اهمیت بررسی مستقیم ساختارهای شانه بیشتر میشود.
اسمش پدل نیاز بسیار بیشتری نسبت به فعالیتهای عادی از شانه دارد.
در ضربات بالای سر، بازو معمولاً وارد ترکیبی از حرکات ابداکشن، الویشن و چرخش خارجی میشود و سپس طی یک حرکت سریع، نیرو به راکت منتقل میشود. چنین دامنهها و سرعتهایی در کارهای روزمره بهندرت تکرار میشوند. مطالعات اختصاصی پدل نیز دامنههای بالای حرکت شانه در ضربات مختلف را گزارش کردهاند.
بنابراین ممکن است بازیکن در معاینه ساده یا بالا بردن معمولی دست مشکلی نداشته باشد، اما وقتی سرعت، دامنه، تکرار و برخورد با توپ به حرکت اضافه میشود، علائم ظاهر شوند.
این تفاوت از نظر آسیب ورزشی اهمیت دارد:
اگر درد در یک حرکت مشخص ایجاد میشود، مشاهده همان حرکت میتواند بخشی از ارزیابی فیزیوتراپی باشد. «ضربه بالای سر نمونه خوبی از یک حرکت زنجیرهای است؛ برای آشنایی بیشتر با این مفهوم میتوانید مقاله زنجیره حرکتی بدن و ارتباط آن با محل درد را بخوانید.»
اسمش پدل را نمیتوان فقط به حرکت بازو تقلیل داد. برای تولید یک ضربه سریع و کنترلشده، بخشهای مختلف بدن باید در فاصله زمانی کوتاهی با یکدیگر هماهنگ شوند.
بهصورت ساده میتوان زنجیره حرکت را اینگونه تصور کرد:
پاها → لگن → تنه → کتف → شانه → راکت
این مدل به این معنی نیست که نیرو مانند یک شیء از یک مفصل به مفصل بعدی «عبور» میکند؛ بلکه راهی ساده برای نشاندادن این واقعیت است که عملکرد شانه هنگام ضربه به حرکت و زمانبندی بخشهای دیگر بدن هم وابسته است.

یکی از تفاوتهای مهم پدل با بسیاری از ورزشهای راکتی، زمین کوچکتر و حضور دیوارههاست.
توپ پس از برخورد با دیواره میتواند دوباره بالا بیاید و موقعیتهای متعددی برای اجرای Overhead Shot ایجاد کند. به همین دلیل در یک مسابقه پدل، بازیکن ممکن است بارها از ضرباتی مانند Smash، Bandeja، Vibora، Rulo و سایر حرکات بالای سر استفاده کند.
این تکرار اهمیت دارد، زیرا یک حرکت لزوماً به دلیل انجام یکباره مشکلساز نیست؛ اما وقتی همان حرکت صدها بار در تمرینها و مسابقات تکرار شود، رابطه بین بار واردشده و ظرفیت فعلی شانه اهمیت بیشتری پیدا میکند.
برای قرار گرفتن راکت بالای سر، شانه معمولاً به دامنه قابلتوجهی از الویشن و ابداکشن نیاز دارد و در بسیاری از ضربات با چرخش خارجی نیز ترکیب میشود. سپس در مراحل شتابدهی و ضربه، شانه باید حرکت سریع بازو را تولید و کنترل کند.
مطالعات سهبعدی روی بازیکنان پدل تفاوتهایی در چرخش شانه و تیلت کتف میان بازیکنان با سطوح مختلف تجربه گزارش کردهاند. این یافتهها نشان میدهند بیومکانیک شانه در پدل قابل اندازهگیری و متفاوت میان ورزشکاران است، اما نباید از آن نتیجه گرفت هر تفاوت حرکتی به معنی آسیب یا تکنیک غلط است.
از نظر بالینی، مسئله مهمتر این است که آیا یک ویژگی حرکتی خاص با درد یا افت عملکرد همان ورزشکار ارتباط دارد یا خیر.
این سه ضربه اهداف و الگوهای حرکتی کاملاً یکسانی ندارند.
Smash معمولاً ضربهای تهاجمیتر و با هدف تولید سرعت بالاتر است. Bandeja بیشتر برای حفظ موقعیت و کنترل توپ استفاده میشود و Vibora نیز با ویژگیهای متفاوتی در مسیر و چرخش راکت اجرا میشود.
بنابراین نمیتوان فرض کرد هر سه، دقیقاً یک بار بیومکانیکی بر شانه ایجاد میکنند.
برای فیزیوتراپیست، این تفاوت زمانی اهمیت پیدا میکند که بیمار بگوید:
«در Bandeja مشکلی ندارم، اما Smash شانهام را درد میآورد.»
در چنین حالتی خود تفاوت بین دو حرکت میتواند یک سرنخ بالینی باشد. «برخی اصول انتقال نیرو در ورزشهای راکتی مشترکاند، هرچند نیازهای هر ورزش متفاوت است؛ این موضوع را در مقاله شانهدرد هنگام سرویس تنیس نیز بررسی کردهایم.»
پدل یک ورزش Overhead پرتکرار است.
زمین کوچک و استفاده از دیوارهها باعث میشود بازیکن در طول بازی بارها دست را بالای سر ببرد و ضرباتی مانند Smash، Bandeja و Vibora اجرا کند. در این حرکات ترکیبهایی از elevation، abduction و external rotation شانه بهطور مکرر اتفاق میافتند. به همین دلیل بررسی شانه در پدل باید هم «ساختار و ظرفیت خود شانه» و هم «شرایطی که این بارها در آن ایجاد میشوند» را در نظر بگیرد.

گاهی بازیکن پدل درد را کاملاً در شانه احساس میکند، اما حرکت شانه در خلأ اتفاق نمیافتد.
کتف، قفسه سینه، تنه و لگن همگی در ایجاد موقعیت مناسب برای ضربه نقش دارند. به همین دلیل در فیزیوتراپی ورزشی ممکن است در کنار معاینه خود شانه، نحوه حرکت کتف و تنه نیز بررسی شود؛ البته فقط زمانی که یافتههای بالینی یا الگوی درد چنین بررسیای را توجیه کند.
این نکته مهم است، زیرا یک برداشت رایج اما بیش از حد سادهشده این است که:
«اگر شانه درد دارد، حتماً کتف یا Core ضعیف است.»
شواهد چنین نتیجهگیری مستقیمی را حمایت نمیکنند.
کتف پایه متحرکی برای مفصل شانه فراهم میکند.
هنگام بالا بردن بازو، کتف نیز نسبت به قفسه سینه حرکت میکند و این هماهنگی اجازه میدهد بازو در دامنههای بالا قرار بگیرد. در ضربات Overhead پدل، این تعامل در سرعت بالا و بهصورت تکرارشونده اتفاق میافتد.
مطالعه کینماتیک پدل تفاوتهایی در تیلت کتف میان گروههای مختلف بازیکنان گزارش کرده است؛ اما چنین تفاوتهایی بهتنهایی دلیل درد نیستند.
از نگاه فیزیوتراپی، حرکت کتف زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که با علائم، محدودیت عملکرد یا پاسخ ورزشکار به اصلاح حرکت ارتباط قابلتکراری داشته باشد.
آسیب شانه در پدل واقعی است، اما شانه شایعترین محل آسیب نیست.
مرور سیستماتیک مطالعات پدل، میزان بروز حدود ۳ آسیب در هر ۱۰۰۰ ساعت تمرین و ۸ آسیب در هر ۱۰۰۰ مسابقه را گزارش کرده است. آرنج شایعترین محل آسیب بود و پس از آن زانو، شانه و کمر قرار داشتند. این دادهها نشان میدهند شانه یک مسئله بالینی مهم در پدل است، بدون اینکه لازم باشد آن را «شایعترین آسیب پدل» معرفی کنیم.
تنه هنگام ضربه میتواند در تولید و جهتدهی حرکت نقش داشته باشد.
در ضربهای مانند Smash، هدف فقط حرکت سریع بازو نیست؛ بدن باید موقعیت مناسب ایجاد کند، تنه بچرخد و سپس اندام فوقانی حرکت را کامل کند. اگر سهم و زمانبندی بخشهای مختلف تغییر کند، ممکن است بازیکن برای رسیدن به سرعت مطلوب راکت، از استراتژی دیگری استفاده کند.
یکی از فرضیههای بالینی میتواند این باشد که شانه مجبور شده سهم بیشتری از حرکت را بر عهده بگیرد.
اما همین جا باید مرز علمی را حفظ کرد:
گاهی شانه سهم بیشتری از کاری را انجام میدهد که قرار بوده میان چند بخش بدن تقسیم شود؛ اما این فرض باید در همان ورزشکار آزمایش شود، نه اینکه از قبل پذیرفته شود.
این یعنی مشاهده کاهش چرخش تنه بهتنهایی کافی نیست تا بگوییم «علت شانهدرد پیدا شد».
ممکن است ظرفیت یا کنترل تنه در بعضی ورزشکاران به عملکرد ضربه مرتبط باشد، اما از روی وجود درد شانه نمیتوان نتیجه گرفت Core ضعیف است.
در ارزیابی واقعی باید ابتدا مشخص شود:
آیا قدرت یا کنترل تنه واقعاً کاهش یافته است؟ آیا این موضوع هنگام ضربه دیده میشود؟ آیا تغییر در نحوه استفاده از تنه باعث تغییر قابلتکرار درد یا عملکرد میشود؟
اگر پاسخ مثبت باشد، آن یافته ممکن است وارد برنامه توانبخشی شود.
اگر نه، تقویت Core فقط به این دلیل که بیمار شانهدرد دارد، دلیل علمی کافی ندارد.
هر تفاوت بیومکانیکی را علت درد ندانیم.
اگر در یک بازیکن پدل حرکت کتف، میزان چرخش تنه یا وضعیت شانه با بازیکن دیگری متفاوت باشد، نمیتوان فقط از روی این تفاوت نتیجه گرفت که «علت شانهدرد پیدا شده است». حتی مطالعات پدل که تفاوتهای کینماتیکی میان ورزشکاران حرفهای و آماتور نشان دادهاند، بهتنهایی رابطه علّی میان این تفاوتها و درد را اثبات نمیکنند.
وقتی یک بازیکن پدل دچار درد میشود، اولین واکنش معمولاً جستوجوی «اشتباه تکنیکی» است.
اما آسیب ورزشی معمولاً چندعاملی است.
یک بازیکن ممکن است ماهها با یک الگوی ضربه مشخص بدون درد بازی کند و سپس پس از افزایش تعداد جلسات، مسابقات متوالی یا بازگشت سریع پس از وقفه، علائم ظاهر شوند؛ بدون اینکه تکنیک او تغییر چشمگیری کرده باشد.
بنابراین مدل کاربردیتر این است:
ظرفیت شانه + لود تمرین + تکنیک + زتجیره حرکتی
بدن به بار سازگار میشود، اما این سازگاری زمان میخواهد.
اگر بازیکنی از یک جلسه پدل در هفته به سه یا چهار جلسه برسد، وارد مسابقات شود یا ناگهان تعداد Smash و Bandejaهای خود را بالا ببرد، نیاز واردشده به شانه افزایش پیدا میکند.
مطالعات جدید پدل نیز ارتباط میان میزان مواجهه تمرینی و گزارش آسیب را مطرح کردهاند، هرچند این دادهها عمدتاً مشاهدهای هستند و نباید بهعنوان اثبات علت تفسیر شوند.
بنابراین در ارزیابی فیزیوتراپی، سؤال «در چند هفته اخیر چقدر پدل بازی کردهاید؟» گاهی به اندازه سؤال «اسمش را چگونه میزنید؟» اهمیت دارد.
با افزایش خستگی ممکن است سرعت، زمانبندی و کنترل حرکت تغییر کند.
بازیکنی که در ابتدای مسابقه بدون مشکل Smash میزند ممکن است در ستهای پایانی برای حفظ سرعت راکت از استراتژی متفاوتی استفاده کند. این تغییر الزاماً آسیبزا نیست، اما اگر درد عمدتاً پس از چند گیم یا چند ست ظاهر شود، خستگی میتواند یکی از متغیرهایی باشد که ارزش بررسی دارد.
به همین دلیل دانستن اینکه درد از اولین ضربه شروع میشود یا بعد از یک ساعت بازی، از نظر بالینی اطلاعات متفاوتی میدهد.
دو بازیکن با تکنیک تقریباً مشابه ممکن است پاسخ کاملاً متفاوتی به یک حجم تمرین بدهند.
ورزشکاری که سابقه شانهدرد داشته، مدتی بازی نکرده یا هنوز قدرت و تحمل بافتی قبلی خود را بازیابی نکرده است، ممکن است ظرفیت کمتری برای تحمل ضربات تکراری داشته باشد.
در چنین شرایطی تمرکز صرف بر تکنیک میتواند بخش مهمی از مسئله را نادیده بگیرد.
به همین دلیل در فیزیوتراپی شانه بازیکنان پدل هدف پیدا کردن یک مقصر واحد نیست. باید مشخص شود چه ترکیبی از ظرفیت شانه، بار بازی، بیومکانیک حرکت و سابقه آسیب با مشکل فعلی ورزشکار ارتباط دارد.
این همان نقطهای است که درمان از یک نسخه عمومی مثل «روتاتورکاف را تقویت کن» فاصله میگیرد و به ارزیابی اختصاصی ورزشکار نزدیک میشود.
اگر شانهتان هنگام پدل درد میگیرد، فقط شدت درد را ثبت نکنید؛ شرایط ایجاد آن را هم مشخص کنید.
درد با Smash شروع میشود یا Bandeja؟ از اولین ضربه وجود دارد یا بعد از چند گیم؟ در تمرین کمتر است یا مسابقه؟ اخیراً تعداد جلسات یا ضربات بالای سر بیشتر شده است؟ حتی یک ویدئوی کوتاه از ضربهای که مشکل ایجاد میکند میتواند هنگام ارزیابی فیزیوتراپی اطلاعات کاربردی ایجاد کند.
در بازیکن پدلی که شانهاش هنگام اسمش یا ضربات بالای سر درد میگیرد، ارزیابی نباید از یک نتیجه از پیش تعیینشده شروع شود. اینطور نیست که هر شانهدردی در پدل به معنی ضعف روتاتورکاف، اختلال حرکت کتف یا ضعف Core باشد. از طرف دیگر، اگر درد فقط هنگام یک حرکت خاص ورزشی ایجاد میشود، محدود کردن معاینه به چند تست روی تخت نیز ممکن است تمام مسئله را نشان ندهد.
در فیزیوتراپی آرامش سعادتآباد ارزیابی بازیکن پدلی که هنگام اسمش یا ضربات بالای سر دچار شانهدرد میشود با این فرض شروع نمیشود که «حتماً کتف ضعیف است» یا «مشکل از Core است». ابتدا خود شانه، علائم، سابقه آسیب و بار بازی بررسی میشوند و اگر درد به یک حرکت مشخص وابسته باشد، مشاهده همان حرکت و در صورت نیاز تحلیل ویدئویی و Slow-motion میتواند بخشی از ارزیابی فیزیوتراپی ورزشی باشد.
این رویکرد اهمیت بیشتری پیدا میکند چون مطالعات اختصاصی پدل نشان دادهاند که حرکت شانه و کتف هنگام ضربات این ورزش قابل اندازهگیری است و میان بازیکنان با سطوح مختلف تجربه تفاوتهایی دیده میشود؛ با این حال، چنین تفاوتهایی بهتنهایی اثباتکننده علت درد نیستند.
| چیزی که بازیکن میگوید | سؤال بالینی مهم |
|---|---|
| فقط هنگام اسمش درد دارم | چه چیزی اسمش را از سایر ضربات بدون درد متفاوت میکند؟ |
| Bandeja بدون درد است ولی اسمش درد دارد | آیا سرعت، دامنه یا نحوه تولید حرکت متفاوت است؟ |
| درد بعد از یک ساعت بازی شروع میشود | آیا خستگی یا بار تجمعی نقش دارد؟ |
| اخیراً تعداد جلساتم زیاد شده | آیا لود سریعتر از ظرفیت افزایش یافته است؟ |
| دستم را عادی بالا میبرم ولی ضربه درد دارد | آیا باید خود حرکت ورزشی نیز ارزیابی شود؟ |
| قدرت شانه بعد از یک ضربه ناگهانی کم شده | آیا احتمال آسیب حاد نیازمند بررسی دقیقتر است؟ |
اولین مرحله، بررسی همان ناحیهای است که ورزشکار از آن شکایت دارد.
فیزیوتراپیست معمولاً درباره محل دقیق درد، نحوه شروع آن، حرکتهایی که علائم را ایجاد میکنند، درد هنگام خواب، سابقه آسیب و تغییرات اخیر در حجم پدل سؤال میکند. تفاوت زیادی وجود دارد بین بازیکنی که بعد از یک ضربه ناگهانی دچار درد و ضعف شده و ورزشکاری که پس از افزایش تدریجی تعداد جلسات، فقط در اواخر مسابقه هنگام اسمش احساس درد میکند.
سپس دامنه حرکتی شانه، قدرت عضلات بهویژه روتاتورکاف، تحمل شانه در برابر بار و در صورت لزوم تستهای بالینی مرتبط بررسی میشوند. هدف این مرحله صرفاً پیدا کردن یک ساختار «مقصر» نیست؛ بلکه باید مشخص شود شانه در چه شرایطی علامتدار میشود و چه ظرفیتهایی کاهش یافتهاند.
این موضوع در پدل اهمیت ویژهای دارد، زیرا ضربات بالای سر مکرراً شانه را وارد دامنههای بالای ابداکشن، الویشن و چرخش خارجی میکنند.
اگر یافتههای معاینه یا الگوی درد نشان دهد که مسئله احتمالاً به عملکرد وسیعتر ورزشکار ارتباط دارد، بررسی میتواند به کتف، تنه، لگن و سایر اجزای زنجیره حرکتی گسترش پیدا کند.
اما این بررسی نباید به یک چک لیست اجباری تبدیل شود.
صرف مشاهده دیسکنزی کتف یا کاهش چرخش تنه به معنی پیدا شدن علت شانهدرد نیست. حتی در ورزشهای بالای سر، شواهد درباره رابطه عوامل تنه و اندام تحتانی با شکایات شانه هنوز قطعی نیست و برخی مرورهای سیستماتیک سطح شواهد را پایین یا بسیار پایین گزارش کردهاند.
بنابراین سؤال بالینی بهتر این است:
آیا این یافته واقعاً با درد یا کاهش عملکرد همین بازیکن ارتباط دارد؟
مثلاً اگر تغییر کنترلشدهای در نحوه استفاده از تنه یا کتف باعث تغییر قابلتکرار علائم هنگام ضربه شود، آن یافته ارزش بیشتری برای ادامه ارزیابی پیدا میکند. این هنوز اثبات علت نیست، اما میتواند یک سرنخ قابل آزمایش باشد.
یکی از مهمترین اطلاعاتی که بازیکن میتواند به فیزیوتراپیست بدهد این جمله است:
«دستم را هرطور بخواهید بالا میبرم و درد ندارم؛ فقط موقع اسمش درد میگیرد.»
در چنین شرایطی منطقی است که خود اسمش نیز دیده شود.
میتوان از بازیکن خواست ضربهای را که علائم ایجاد میکند اجرا کند و موقعیت بدن، زمانبندی حرکت، کتف، تنه و نحوه استفاده از اندام فوقانی بررسی شود. در موارد مناسب، فیلمبرداری از زوایای مختلف و بازبینی تصویر آهسته کمک میکند بخشهایی از حرکت که در سرعت واقعی بهسختی دیده میشوند دقیقتر بررسی شوند.
حتی میتوان بعضی متغیرها را بهصورت کنترلشده تغییر داد؛ برای مثال شدت یا ارتفاع ضربه، سرعت اجرا یا نحوه آمادهسازی حرکت را تغییر داد و پاسخ درد را دوباره سنجید.
این همان کاربرد عملی بیومکانیک در فیزیوتراپی ورزشی پدل است:
هدف پیدا کردن «فرم کامل» نیست؛ هدف پیدا کردن عاملی است که در مشکل همین ورزشکار هم قابل تغییر باشد و هم از نظر بالینی معنا داشته باشد.
گاهی مهمترین تست، همان حرکتی است که بیمار میگوید نمیتواند انجام دهد.
اگر بازیکن در معاینه بتواند دست را بدون درد بالا ببرد و تستهای قدرتی ساده را تحمل کند، اما با اجرای اسمش دردش بازگردد، این اختلاف نباید نادیده گرفته شود. در چنین شرایطی مشاهده حرکت ورزشی میتواند نشان دهد چه چیزی با اضافه شدن سرعت، دامنه، راکت یا تکرار تغییر میکند.
از نگاه فیزیوتراپیست
اگر بازیکنی بگوید «فقط موقع اسمش درد دارم»، من ابتدا دنبال یک Core ضعیف یا کتف «غلط» نمیگردم. ابتدا باید بدانم خود شانه چه وضعیتی دارد و درد چگونه رفتار میکند.
اگر معاینه نشان دهد شانه در فعالیتهای ساده ظرفیت قابلقبولی دارد اما علائم با ضربه خاصی برمیگردند، آنوقت مشاهده اسمش ارزش بیشتری پیدا میکند. میتوان حرکت را دید، در صورت نیاز با تصویر آهسته بررسی کرد و حتی یک متغیر را موقتاً تغییر داد.
اگر درد تغییر کند، یک سرنخ داریم؛ اگر تغییر نکند، باید فرضیه دیگری را بررسی کنیم.
از نظر من ارزش بیومکانیک در فیزیوتراپی ورزشی دقیقاً همینجاست: بیومکانیک نباید برای پیدا کردن «ایراد» استفاده شود؛ باید به تصمیمگیری بالینی کمک کند.
برای درمان شانهدرد پدل نمیتوان یک نسخه ثابت برای همه نوشت.
برنامه درمان باید از یافتههای همان ورزشکار پیروی کند: Treatment follows findings.
اگر مسئله اصلی کاهش ظرفیت روتاتورکاف باشد، برنامه با حالتی که درد عمدتاً پس از افزایش شدید حجم ضربات بالای سر ایجاد شده یا با یک الگوی خاص اسمش ارتباط دارد، یکسان نخواهد بود.
اگر ارزیابی کاهش قدرت، استقامت یا تحمل بار شانه را نشان دهد، تمریندرمانی یکی از بخشهای اصلی توانبخشی است.
بسته به یافتهها ممکن است تمرین روی روتاتورکاف، عضلات اطراف کتف یا کنترل تنه متمرکز شود. اما قرار نیست همه بازیکنان پدل صرفاً به دلیل شانهدرد همان بسته تمرینی را دریافت کنند.
برای مثال وجود شانهدرد بهتنهایی دلیل کافی برای تجویز «تقویت Core» نیست. در مقابل، اگر در ارزیابی مشخص شود ظرفیت عضلات چرخاننده شانه کاهش یافته و همان جهت حرکت با درد یا افت عملکرد همراه است، تقویت آن ظرفیت توجیه بیشتری دارد.
مرورهای سیستماتیک در ورزشهای بالای سر نشان میدهند برخی عوامل مانند قدرت چرخشی شانه میتوانند با خطر آسیب ارتباط داشته باشند، اما تصویر کلی همچنان چندعاملی است.
نه همیشه.
بازیکنی ممکن است مدت زیادی با تکنیک فعلی بدون درد بازی کرده باشد و مشکل تنها پس از افزایش ناگهانی حجم تمرین ظاهر شده باشد. در این حالت اصلاح گسترده تکنیک شاید اولین اولویت نباشد.
اما گاهی یک اصلاح حرکتی کوچک میتواند بهصورت آزمایشی استفاده شود.
اگر تغییر محدود و قابلکنترلی در Smash یا Bandeja باعث کاهش قابلتکرار علائم شود، میتوان آن را برای مدتی وارد برنامه کرد و همزمان ظرفیت شانه را افزایش داد.
این روش با گفتن «فرم شما اشتباه است» تفاوت دارد.
تغییر حرکت در فیزیوتراپی یک آزمایش بالینی است؛ اگر پاسخ ورزشکار تغییر کرد، یک سرنخ به دست آمده است، نه اینکه علت قطعی آسیب اثبات شده باشد.
کم شدن درد هنگام بالا بردن دست یا انجام تمرین با کش به این معنی نیست که بازیکن برای یک مسابقه کامل پدل آماده است.
توانبخشی باید بهتدریج به نیاز واقعی ورزش نزدیک شود. ممکن است ابتدا حرکات بالای سر کنترلشده با شدت کمتر انجام شوند، سپس تعداد تکرار افزایش یابد و در مراحل بعد سرعت، قدرت و تنوع ضربات اضافه شوند.
تجربه ۲۰ ساله من در فیزیوتراپی
در طول سالهای کار بالینی با آسیبهای ورزشی، یکی از نکاتی که برای من اهمیت بیشتری پیدا کرده این است که معاینه را از محل درد شروع کنم، اما الزاماً همانجا متوقف نکنم.
اگر ورزشکاری میگوید شانهاش در فعالیتهای روزمره تقریباً بدون مشکل است ولی هنگام یک حرکت تخصصی درد دارد، برای من سؤال مهم این است که چه چیزی با اضافه شدن آن حرکت تغییر میکند: دامنه؟ سرعت؟ تکرار؟ خستگی؟ یا نحوه هماهنگی بخشهای مختلف بدن؟
در بازیکن پدل، ممکن است همین سؤال با مقایسه اسمش دردناک و یک Bandeja بدون درد پاسخ دقیقتری پیدا کند. گاهی مشکل بیشتر به ظرفیت خود شانه مربوط است؛ گاهی افزایش سریع حجم بازی اهمیت بیشتری دارد و گاهی یک ویژگی از حرکت ارزش بررسی پیدا میکند.
تجربه بالینی به من آموخته است که تفاوت حرکتی را با علت درد یکی ندانم. اگر تغییری در حرکت باعث کاهش قابلتکرار علائم شود، آن را یک سرنخ بالینی میدانم؛ نه اثبات اینکه «فرم قبلی اشتباه بوده است».
هدف نهایی فیزیوتراپی ورزشی نیز فقط این نیست که بیمار روی تخت درمان درد کمتری داشته باشد. بازیکن باید بتواند دوباره همان کاری را انجام دهد که برایش اهمیت دارد: راکت را بردارد، Overhead بزند و به بازی پدل برگردد.
هر درد شانهای به معنی آسیب جدی نیست، اما بعضی علائم ارزش ارزیابی زودتر دارند.
اگر درد پس از سقوط، برخورد یا حرکت ناگهانی شروع شده باشد، بازیکن ناگهان قدرت شانه را از دست داده باشد، نتواند دست را مانند قبل بالا ببرد، احساس ناپایداری یا دررفتگی داشته باشد یا شکل ظاهری شانه پس از تروما تغییر کرده باشد، بررسی تخصصی مناسب اهمیت بیشتری پیدا میکند.
درد شبانه شدید و غیرمعمول، کاهش واضح و پیشرونده قدرت یا دامنه حرکتی نیز نباید صرفاً به «فشار پدل» نسبت داده شود.
حتی بدون این علائم، اگر درد هفتهها ادامه پیدا کند، رو به افزایش باشد، هر بار با اسمش برگردد یا باعث شود بازیکن قدرت ضربه، تعداد جلسات یا سطح بازی خود را کاهش دهد، ارزیابی فیزیوتراپی ورزشی منطقی است.
در چنین شرایطی سؤال فقط این نیست که «چطور درد را کم کنیم؟»؛ باید مشخص شود آیا مشکل عمدتاً از ظرفیت خود شانه است، بار بازی افزایش یافته، یک حرکت خاص علائم را تحریک میکند یا ترکیبی از این عوامل وجود دارد.
در فیزیوتراپی آرامش سعادتآباد ارزیابی بازیکنان پدل با معاینه خود شانه آغاز میشود و در مواردی که درد به اسمش یا حرکت خاصی وابسته باشد، میتواند با ارزیابی عملکردی، بررسی زنجیره حرکتی و تحلیل بیومکانیک حرکت تکمیل شود.
هدف فقط کاهش موقت درد نیست؛ هدف این است که مشخص شود چه عاملی با مشکل فعلی ورزشکار ارتباط بیشتری دارد و چگونه میتوان برنامه فیزیوتراپی را به بازگشت واقعی او به پدل نزدیک کرد. «بازیکنانی که درد شانه باعث محدود شدن اسمش یا ادامه بازی آنها شده است میتوانند برای فیزیوتراپی در سعادتآباد و ارزیابی آسیب ورزشی مراجعه کنند؛ در موارد حرکتوابسته، بررسی عملکرد واقعی ورزشکار نیز میتواند بخشی از ارزیابی باشد.»
پدل ذاتاً یک ورزش «مضر برای شانه» نیست، اما ضربات تکراری بالای سر نیاز زیادی از مجموعه شانه دارند. مطالعات آسیبشناسی پدل نشان میدهند شانه یکی از نواحی شایع آسیب است، هرچند آرنج بیشتر گزارش شده است. میزان خطر به عواملی مانند حجم بازی، ظرفیت بدنی، سابقه آسیب و شرایط هر بازیکن بستگی دارد.
علت برای همه یکسان نیست. ممکن است ساختارهای خود شانه، ظرفیت روتاتورکاف، افزایش حجم ضربات بالای سر یا نحوه اجرای حرکت نقش داشته باشند. چون اسمش یک حرکت سریع و چندبخشی است، اگر درد مشخصاً در همین ضربه ایجاد شود، بررسی خود حرکت در کنار معاینه شانه میتواند اطلاعات مفیدی برای فیزیوتراپیست ایجاد کند.
نمیتوان از وجود شانهدرد نتیجه گرفت عضلات کتف ضعیفاند. کتف بخشی از زنجیره حرکتی ضربات بالای سر است و ممکن است در بعضی بازیکنان ارزش ارزیابی داشته باشد، اما وجود تفاوت در حرکت کتف بهتنهایی علت درد را ثابت نمیکند. قدرت، حرکت و ارتباط یافتهها با علائم همان ورزشکار باید بررسی شوند.
بستگی به شدت و رفتار درد، وجود یا عدم وجود آسیب حاد و واکنش شانه به بار دارد. در بعضی موارد میتوان با کاهش موقت تعداد یا شدت ضربات بالای بازی را ادامه داد؛ اما درد شدید، ضعف ناگهانی، ناپایداری یا بدترشدن پیشرونده علائم نیازمند ارزیابی است. هدف مدیریت بار است، نه الزاماً قطع کامل ورزش.
اگر درد مرتباً هنگام اسمش یا ضربات بالای سر برمیگردد، باعث کاهش قدرت یا حجم بازی شده، پس از تعدیل تمرین برطرف نمیشود یا با محدودیت حرکت و ضعف همراه است، مراجعه به فیزیوتراپی ورزشی مناسب است. در دردهای وابسته به حرکت، بهتر است در کنار معاینه شانه، بیومکانیک حرکت واقعی پدل نیز در صورت نیاز بررسی شود.
مرور سیستماتیک آسیبهای پدل نشان داده که آسیبهای اسکلتیعضلانی در این ورزش نسبتاً شایعاند و اندام فوقانی سهم مهمی دارد؛ آرنج بیشترین آسیب گزارششده بوده و شانه نیز از نواحی شایع است.
ویژگی خاص پدل، تعداد زیاد ضربات بالای سر است. زمین کوچک و استفاده از دیوارهها باعث میشود توپ بارها در ارتفاع مناسب برای ضربات بالای سر قرار گیرد و بازیکن حرکات مکرر ابداکشن، الویشن و چرخش خارجی شانه انجام دهد.
با این حال شواهد فعلی پدل هنوز عمدتاً اپیدمیولوژیک، توصیفی و بیومکانیکیاند و پژوهشهای اختصاصی درباره علت شانهدرد و بهترین درمان پدل محدود هستند. بنابراین نباید صرف مشاهده یک الگوی بیومکانیکی را بهعنوان علت قطعی درد معرفی کرد. مرور جدیدتر ۲۰۲۶ نیز محدودیت شواهد اختصاصی درمان آسیبهای پدل را تأیید میکند.
پدل فقط تنیس در زمین کوچکتر نیست. دیوارهها و ساختار زمین باعث افزایش برخی حرکات خاص، بهخصوص ضربات بالای سر میشوند.
شانه یکی از نواحی شایع آسیب در پدل است، اما شایعترین محل گزارششده آرنج است.
Smash، Bandeja، Vibora و حرکات مشابه نیازمند حرکات مکرر بالای سر هستند.
شانه بخشی از یک حرکت چندبخشی است؛ اما وجود تفاوت در کتف، تنه یا لگن الزاماً به معنی علت درد نیست.
لود + ظرفیت باید کنار تکنیک بررسی شوند؛ مثلاً افزایش سریع تعداد جلسات یا اسمشها میتواند از تغییر کوچک تکنیکی مهمتر باشد.
اگر درد فقط در یک ضربه مشخص ظاهر میشود، مشاهده همان ضربه میتواند بخشی از ارزیابی فیزیوتراپی ورزشی باشد.
Dahmen J, Emanuel KS, Fontanellas-Fes A, Verhagen E, Kerkhoffs GMMJ, Pluim BM. Incidence, prevalence and nature of injuries in padel: a systematic review. BMJ Open Sport Exerc Med. 2023;9(2):e001607. doi:10.1136/bmjsem-2023-001607.
Risk of injury and kinematic assessment of the shoulder biomechanics during strokes in padel players: a cross-sectional study.
Musculoskeletal disorders in padel: from biomechanics to sonography.
Epidemiology, Incidence, Prevalence, and Treatment of Injuries in Padel: A Scoping Review. Applied Sciences. 2026;16(6):2680.
Risk factors and prevention strategies for shoulder injuries in overhead sports: an updated systematic review. 2022.
Machado EDM, Haik MN, Ferreira JK, et al. Association of trunk and lower limb factors with shoulder complaints and sport performance in overhead athletes: a systematic review including GRADE recommendations and meta-analysis. Phys Ther Sport. 2023;60:112-131. doi:10.1016/j.ptsp.2023.01.012.
Salamh P, Bullock G, Chester R, et al. Risk Factors Associated with New Onset of Shoulder Pain and Injury Among the Athletic Population: A Systematic Review of the Literature. Int J Sports Phys Ther. 2025;20(3):315-332. doi:10.26603/001c.129462.